in the mean
در میان
mean time
میانگین زمان
mean square
میانگین مربع
mean value
مقدار میانگین
mean by
معنی با
mean square error
خطای میانگین مربعات
mean temperature
دمای متوسط
mean business
معاملات متوسط
golden mean
میانگین طلایی
root mean square
ریشه میانگین مربع
weighted mean
میانگین وزنی
mean value theorem
قضیه مقدار میانگین
annual mean
میانگین سالانه
mean velocity
سرعت متوسط
mean diameter
قطر میانگین
mean curvature
انحنای متوسط
mean stress
میانگین تنش
arithmetic mean
میانگین حسابی
they mean no harm.
آنها هیچ صدمهای نمیرسانند.
it was no mean feat.
این یک دستاورد بزرگ نبود.
the meaning of the poem is by no means transparent.
معنای شعر به هیچ وجه آشکار نیست.
I mean that it is impossible.
منظورم این است که غیرممکن است.
they're not mean with the garlic.
آنها با سیر خسارت نمیرسانند.
it was very mean of me.
خیلی بد رفتاری از من سر زد.
the mean value of x.
مقدار متوسط x.
the meaning of a sentence
معنای یک جمله
He's a mean sucker.
او یک آدم خسیس است.
He's no mean teacher.
او معلم بدی نیست.
He is a mean man.
او یک مرد خسیس است.
He's no mean cook.
او آشپز بدی نیست.
their meaning is unsusceptible of analysis.
معنای آنها غیرقابل تجزیه و تحلیل است.
The meanest storm in years.
بدترین طوفان سالها.
a means of noise reduction.
راهی برای کاهش نویز.
primary meaning of a word
معنای اصلی یک کلمه
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید