The appreciative audience applauded.
تماشاگران قدردان تشویق کردند.
I am appreciative of her kindness.
من از مهربانی او قدردانم.
We are extremely appreciative of your friendly advice.
ما از مشورت دلسوزانه شما بسیار قدردان هستیم.
The play drew a small but appreciative crowd.
نمایش مخاطبانی کوچک اما قدردان را به خود جذب کرد.
She was deeply appreciative of your help.
او عمیقاً از کمک شما قدردان بود.
The B-17 Flying Fortress "Fuddy Duddy" put on a great show, repeatedly barrelling around the corner past the appreciative crowd.
بالگردهای بمبافکن B-17 Flying Fortress "Fuddy Duddy" یک نمایش عالی اجرا کردند و بارها و بارها با سرعت از کنار جمعیت قدردان عبور کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید