appreciative

[ایالات متحده]/əˈpriːʃətɪv/
[بریتانیا]/əˈpriːʃətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به قدردانی؛ نشان دهنده قدردانی.

جملات نمونه

The appreciative audience applauded.

تماشاگران قدردان تشویق کردند.

I am appreciative of her kindness.

من از مهربانی او قدردانم.

We are extremely appreciative of your friendly advice.

ما از مشورت دلسوزانه شما بسیار قدردان هستیم.

The play drew a small but appreciative crowd.

نمایش مخاطبانی کوچک اما قدردان را به خود جذب کرد.

She was deeply appreciative of your help.

او عمیقاً از کمک شما قدردان بود.

The B-17 Flying Fortress "Fuddy Duddy" put on a great show, repeatedly barrelling around the corner past the appreciative crowd.

بالگردهای بمب‌افکن B-17 Flying Fortress "Fuddy Duddy" یک نمایش عالی اجرا کردند و بارها و بارها با سرعت از کنار جمعیت قدردان عبور کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید