itemize

[ایالات متحده]/ˈaɪtəˌmaɪz/
[بریتانیا]/'aɪtəmaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

itemize: جداگانه فهرست کردن.

جملات نمونه

She needs to itemize all the expenses for the project.

او باید تمام هزینه‌ها را برای پروژه فهرست کند.

It's important to itemize your deductions when filing taxes.

هنگام تسویه مالیات، فهرست کردن کسراتی که انجام می‌دهید مهم است.

Can you itemize the costs of the event for me?

آیا می‌توانید هزینه‌های رویداد را برای من فهرست کنید؟

The report should itemize all the equipment needed for the project.

گزارش باید تمام تجهیزات مورد نیاز برای پروژه را فهرست کند.

Make sure to itemize your receipts for reimbursement.

مطمئن شوید رسیدهای خود را برای بازپرداخت فهرست کنید.

The invoice should itemize each item purchased.

صورت‌حساب باید هر آیتم خریداری شده را فهرست کند.

He asked me to itemize the reasons for my decision.

از من خواست که دلایل تصمیمم را فهرست کنم.

The contract should itemize the terms and conditions clearly.

قرارداد باید شرایط و ضوابط را به وضوح فهرست کند.

It's important to itemize your expenses for budgeting purposes.

برای اهداف بودجه‌بندی، فهرست کردن هزینه‌هایتان مهم است.

She had to itemize her belongings for insurance purposes.

او مجبور شد دارایی‌های خود را برای اهداف بیمه فهرست کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید