categorize

[ایالات متحده]/ˈkætɪgəˌraɪz/
[بریتانیا]/'kætəgə'raɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: categorize (v) - برای طبقه‌بندی یا مرتب‌سازی (کسی یا چیزی) در دسته‌ها.

جملات نمونه

the issues can be categorized into three central questions.

مسائل را می‌توان بر اساس سه سؤال اساسی دسته‌بندی کرد.

These factors can be conveniently categorized under three headings.

این عوامل را می‌توان به راحتی بر اساس سه عنوان دسته‌بندی کرد.

2,500g is the standard cut-off below which infants are categorized as ‘low birthweight’.

2500 گرم، آستانه استاندارد زیر آن است که نوزادان به عنوان «وزن کم هنگام تولد» دسته‌بندی می‌شوند.

This paper reviews the rationale and medical values of these glycosaminoglycans that are categorized as heparin and heparinoid,chondroitin sulfate,hyaluronic acid,and chitosan.

این مقاله به بررسی دلایل و ارزش‌های پزشکی این گلیکوزامینوگلیکان‌ها می‌پردازد که به عنوان هپارین و هپاروئید، سولفات کندرویتین، اسید هیالورونیک و شیتوزان دسته‌بندی می‌شوند.

It's important to categorize your expenses to better understand your financial situation.

برای درک بهتر وضعیت مالی خود، دسته‌بندی هزینه‌هایتان مهم است.

Libraries categorize books based on genres and subjects for easy access.

کتابخانه‌ها کتاب‌ها را بر اساس ژانر و موضوع برای دسترسی آسان دسته‌بندی می‌کنند.

Scientists categorize animals into different species based on their characteristics.

دانشمندان حیوانات را بر اساس ویژگی‌هایشان به گونه‌های مختلف دسته‌بندی می‌کنند.

Supermarkets categorize products on shelves to help shoppers find what they need quickly.

سوپرمارکت‌ها محصولات را بر روی قفسه‌ها دسته‌بندی می‌کنند تا به خریداران کمک کنند به سرعت آنچه نیاز دارند را پیدا کنند.

Teachers categorize students into different groups based on their learning styles.

معلمان دانش‌آموزان را بر اساس سبک یادگیری آن‌ها به گروه‌های مختلف دسته‌بندی می‌کنند.

Online stores categorize products by brand, price, and popularity to enhance the shopping experience.

فروشگاه‌های آنلاین محصولات را بر اساس برند، قیمت و محبوبیت دسته‌بندی می‌کنند تا تجربه خرید را بهبود بخشند.

Psychologists categorize personality traits into different types to better understand human behavior.

روانشناسان ویژگی‌های شخصیتی را به انواع مختلف دسته‌بندی می‌کنند تا رفتار انسان را بهتر درک کنند.

Historians categorize historical events into different periods to study the progression of societies.

تاریخ‌نگاران رویدادهای تاریخی را به دوره‌های مختلف دسته‌بندی می‌کنند تا روند جوامع را مطالعه کنند.

Software developers categorize bugs based on severity to prioritize fixing them.

توسعه‌دهندگان نرم‌افزار اشکالات را بر اساس شدت آن‌ها دسته‌بندی می‌کنند تا اولویت‌بندی رفع آن‌ها را انجام دهند.

Restaurants categorize their menu items into appetizers, main courses, and desserts for easy ordering.

رستوران‌ها آیتم‌های منوی خود را به پیش‌غذا، غذای اصلی و دسر برای سفارش آسان دسته‌بندی می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

Amnesia can be categorized into two types, according to which stages are impacted.

می‌تواند به دو دسته تقسیم شود، بر اساس اینکه کدام مراحل تحت تاثیر قرار گرفته‌اند.

منبع: Osmosis - Mental Psychology

Like, how would you categorize yourself for at any?

مثل این‌که، شما خودتان را در چه دسته‌ای قرار می‌دهید؟

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

But the way that we categorize colors varies across languages.

اما روشی که ما رنگ‌ها را دسته‌بندی می‌کنیم در زبان‌های مختلف متفاوت است.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Pneumonia can also be categorized by how it's acquired.

ذات الریه نیز می‌تواند بر اساس نحوه ابتلا به آن دسته‌بندی شود.

منبع: Osmosis - Respiration

You see, we have 118, and this would be categorized at 260.

می‌بینید، ما 118 داریم و این در دسته 260 قرار می‌گیرد.

منبع: Super Girl Season 2 S02

But the most catastrophic eruptions measured thus far are categorized as VEI 8.

اما مخرب‌ترین فورفت‌هایی که تا کنون اندازه‌گیری شده‌اند، به عنوان VEI 8 دسته‌بندی می‌شوند.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

I identify as, that's like saying who I am, how I categorize myself.

من خودم را به عنوان... معرفی می‌کنم، مثل این‌که می‌گویم چه کسی هستم و خودم را چگونه دسته‌بندی می‌کنم.

منبع: Rachel's Classroom: 30-Day Check-in with 105 Words (Including Translations)

And each one has the tags as to why it got categorized in this.

و هر کدام برچسب‌هایی دارند که چرا به این شکل دسته‌بندی شده است.

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2016 Collection

One hypothesis is that your brain categorizes code like it would Swahili or Spanish.

یک فرضیه این است که مغز شما کد را مانند سواحلی یا اسپانیایی دسته‌بندی می‌کند.

منبع: Simple Psychology

A litmus test determines how to categorize something; in other words, where does it fit?

یک آزمون लिटमस تعیین می‌کند که چگونه چیزی را دسته‌بندی کنیم؛ به عبارت دیگر، جایگاه آن کجاست؟

منبع: VOA Slow English - Word Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید