jingly bells
زنگوله های شاد
jingly tunes
ملودی های شاد
jingly sounds
صداهای شاد
jingly laughter
خنده های شاد
jingly music
موسیقی شاد
jingly ornaments
آویزهای شاد
jingly toys
اسباب بازی های شاد
jingly voices
صدای شاد
jingly decorations
تزئینات شاد
the jingly sound of the bells filled the air.
صدای زنگوله ها هوا را پر کرد.
she wore a jingly bracelet that caught everyone's attention.
او یک دستبند جینگلی پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.
the children laughed as they played with the jingly toys.
بچه ها در حالی که با اسباب بازی های جینگلی بازی می کردند، خندیدند.
his jingly laughter made everyone feel joyful.
خنده های جینگلی او باعث شد همه احساس شادی کنند.
the jingly music set a festive mood for the celebration.
موسیقی جینگلی فضایی جشن گونه برای جشن ایجاد کرد.
she loved the jingly rhythm of the song.
او ریتم جینگلی آهنگ را دوست داشت.
the cat played with the jingly ball of yarn.
گربه با توپ جینگلی نخ بازی کرد.
he enjoyed the jingly sounds of the wind chimes.
او از صدای جینگلی وزنه های بادی لذت برد.
the jingly keys hung from his belt.
کلیدهای جینگلی از کمربندش آویزان بودند.
her jingly earrings sparkled in the sunlight.
گوشواره های جینگلی او در نور خورشید می درخشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید