jingly

[ایالات متحده]/ˈdʒɪŋɡli/
[بریتانیا]/ˈdʒɪŋɡli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای صدای زنگ مانند

عبارات و ترکیب‌ها

jingly bells

زنگوله های شاد

jingly tunes

ملودی های شاد

jingly sounds

صداهای شاد

jingly laughter

خنده های شاد

jingly music

موسیقی شاد

jingly ornaments

آویزهای شاد

jingly toys

اسباب بازی های شاد

jingly voices

صدای شاد

jingly decorations

تزئینات شاد

جملات نمونه

the jingly sound of the bells filled the air.

صدای زنگوله ها هوا را پر کرد.

she wore a jingly bracelet that caught everyone's attention.

او یک دستبند جینگلی پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.

the children laughed as they played with the jingly toys.

بچه ها در حالی که با اسباب بازی های جینگلی بازی می کردند، خندیدند.

his jingly laughter made everyone feel joyful.

خنده های جینگلی او باعث شد همه احساس شادی کنند.

the jingly music set a festive mood for the celebration.

موسیقی جینگلی فضایی جشن گونه برای جشن ایجاد کرد.

she loved the jingly rhythm of the song.

او ریتم جینگلی آهنگ را دوست داشت.

the cat played with the jingly ball of yarn.

گربه با توپ جینگلی نخ بازی کرد.

he enjoyed the jingly sounds of the wind chimes.

او از صدای جینگلی وزنه های بادی لذت برد.

the jingly keys hung from his belt.

کلیدهای جینگلی از کمربندش آویزان بودند.

her jingly earrings sparkled in the sunlight.

گوشواره های جینگلی او در نور خورشید می درخشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید