sonorous

[ایالات متحده]/ˈsɒnərəs/
[بریتانیا]/ˈsɑːnərəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تولید کننده صدای عمیق و غنی؛ پر و بلند در صدا

عبارات و ترکیب‌ها

a sonorous voice

صدای رسا

sonorous music

موسیقی رسا

a sonorous bell

گوشواره رسا

جملات نمونه

the alloy is sonorous and useful in making bells.

این آلیاژ صوتی است و در ساخت زنگ ها مفید است.

he relished the sonorous words of condemnation.

او از کلمات پر طنطنه محکومیت لذت برد.

The sonorous voice of the speaker echoed round the room.

صدای رسا و دلنشین سخنران در سراسر اتاق طنین‌انداز بود.

When new Party member makes a pledge, face party flag, lift right hand make a fist to cross a shoulder, the sound of read out oath wants sonorous, infuriation.

زمانی که یک عضو جدید حزب پیمان می‌دهد، رو به پرچم حزب، دست راست را بالا می‌برد و مشت خود را به سمت شانه می‌گذارد، صدای خواندن سوگند باید رسا و خشمگین باشد.

The sonorous voice of the opera singer filled the entire theater.

صدای رسا و دلنشین خواننده اپرا کل تئاتر را پر کرد.

The sonorous bells chimed in the distance, signaling the start of the ceremony.

زنگ‌های رسا از دور به صدا درآمدند و آغاز مراسم را نشان دادند.

Her sonorous laughter echoed through the room, bringing joy to everyone present.

خنده‌های رسا و دلنشین او در سراسر اتاق طنین‌انداز شد و شادی را برای همه حاضرین به ارمغان آورد.

The sonorous tone of the trumpet added a majestic touch to the orchestra's performance.

لحن رسا و دلنشین ترومپت، جلوه‌ای باشکوه به اجرای ارکستر بخشید.

The sonorous chanting of the monks created a peaceful atmosphere in the temple.

اجرای زمزمه‌های رسا و دلنشین راهبان فضایی آرام در معبد ایجاد کرد.

The sonorous thunder shook the windows as the storm raged outside.

رعد و برق رسا پنجره‌ها را به لرزه درآورد، زیرا طوفان در خارج از آن خشمگین بود.

The sonorous gong marked the beginning of the martial arts demonstration.

گنگ رسا آغاز نمایش هنرهای رزمی را نشان داد.

His sonorous voice commanded attention whenever he spoke in public.

صدای رسا و دلنشین او همیشه توجه را به خود جلب می‌کرد، هر زمان که در ملاء عام صحبت می‌کرد.

The sonorous organ music filled the cathedral with a sense of grandeur and solemnity.

موسیقی ارگ رسا و دلنشین کلیسا را با حس عظمت و جلال پر کرد.

The sonorous hum of bees could be heard as we approached the garden.

زمزمه رسا و دلنشین زنبورها شنیده می‌شد، زیرا به سمت باغ رفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید