keepsake

[ایالات متحده]/'kiːpseɪk/
[بریتانیا]/'kipsek/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوغات، یادگاری

عبارات و ترکیب‌ها

sentimental keepsake

خاطره ارزشمند

treasured keepsake

خاطره گرانبها

جملات نمونه

Lookee, lookee.|A little keepsake for you guys.

ببینید، ببینید.|یک سوغاتی کوچک برای شما.

Would you mind if I took one of the pictures as a keepsake?

آیا ناراحت می‌شوید اگر یکی از عکس‌ها را به عنوان سوغاتی بردارم؟

He gave me his picture as a keepsake before going away.

قبل از رفتن، عکسش را به عنوان سوغاتی به من داد.

Upon request the original lighter will be returned, unrepaired, for keepsake purposes.

در صورت درخواست، چاقوی اصلی بدون تعمیر برای اهداف سوغاتی بازگردانده خواهد شد.

She cherishes the keepsake from her grandmother.

او سوغاتی مادربزرگش را گرامی می‌دارد.

He keeps the keepsake in a special box.

او سوغاتی را در یک جعبه خاص نگه می‌دارد.

The locket is a beautiful keepsake from their wedding.

اویز قلب یک سوغاتی زیبا از عروسی آنهاست.

The photo album is filled with precious keepsakes.

آلبوم عکس پر از سوغاتی‌های با ارزش است.

She likes to collect keepsakes from her travels.

او دوست دارد سوغاتی از سفرهايش جمع آوری کند.

The old watch is a keepsake passed down from his grandfather.

ساعت قدیمی یک سوغاتی است که از پدربزرگش به ارث رسیده است.

The bracelet serves as a keepsake of their friendship.

دستبند به عنوان یادگاری از دوستی آنها عمل می‌کند.

The keepsake box is filled with memories of their childhood.

جعبه سوغاتی پر از خاطرات دوران کودکی آنهاست.

She treasures the keepsake as a reminder of their love.

او سوغاتی را به عنوان یادآور عشقشان گرامی می‌دارد.

The pendant is a keepsake of her mother's legacy.

آویز یک سوغاتی از میراث مادرش است.

نمونه‌های واقعی

" You think this a mere symbolic keepsake, then? "

آیا فکر می‌کنید این فقط یک یادگاری نمادین است؟

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Workers were able to salvage some keepsakes for the family who had lived there.

کارگران توانستند برخی از یادگاری‌ها را برای خانواده‌ای که آنجا زندگی می‌کردند، نجات دهند.

منبع: AP Listening March 2013 Collection

You think that if you brought me some family keepsake, that I'd open up?

فکر می‌کنید اگر برایم یک یادگاری خانوادگی بیاوری، خودم را باز کنم؟

منبع: The Vampire Diaries Season 2

So, it's old and it's a keepsake that he passed to me which I'll pass to Eric.

پس قدیمی است و یک یادگاری است که به من داد و من آن را به اریک خواهم داد.

منبع: VOA Standard English_Americas

You can have them made into jewelry, you can buy small keepsake urns.

می‌توانید آن‌ها را به جواهرات تبدیل کنید، می‌توانید قطبه‌های کوچک یادگاری بخرید.

منبع: Connection Magazine

It's an expression of you, yet it's memorable. It's something... it's a keepsake item.

این بیانگر شماست، اما به‌یادمان‌ماننده است. این چیزی است... این یک وسیله یادگاری است.

منبع: CNN Fashion English Selection

An open and shut case making an about face, when in place of keepsakes nothing but space.

یک پرونده بسته و محکم که در عوض یادگاری‌ها، فقط فضای خالی وجود دارد.

منبع: CNN 10 Student English Compilation August 2019

The hair was a keepsake, I'm guessing?

حدس می‌زنم موها یک یادگاری بودند؟

منبع: Criminal Minds Season 3

He kept quaint keepsakes like beautiful quarry and quartz.

او یادگاری‌های عجیب و غریب مانند سنگ‌نوردان و کوارتز زیبا را نگه داشت.

منبع: Pan Pan

" Then, " said Francis, " give me a keepsake" .

« سپس،» فرانسیس گفت: «یک یادگاری به من بده.»

منبع: New Arabian Nights (Volume 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید