knockout

[ایالات متحده]/'nɒkaʊt/
[بریتانیا]/'nɑkaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه یا سیلی قاطع که حریف را ناتوان از ادامه مبارزه می‌کند؛ شکست کامل یا فراگیر
adj. به طرز قابل توجهی جذاب یا تأثیرگذار

عبارات و ترکیب‌ها

a knockout victory

پیروزی ضربه‌درهم

technical knockout

ضربه‌درهم فنی

جملات نمونه

he must have been a knockout when he was young.

او باید در جوانی بسیار جذاب بوده باشد.

Take part in a one day exhibition match or compete in the knockout tournament against the world's best cricketing nations.

در یک مسابقه نمایشی یک روزه شرکت کنید یا در مسابقات حذفی با بهترین ملت‌های کریکت جهان رقابت کنید.

She delivered a knockout punch in the final round.

او یک ضربه فنی در دور آخر وارد کرد.

The boxer landed a knockout blow on his opponent.

بوکسور ضربه فنی را به حریفش وارد کرد.

The knockout stage of the competition is coming up.

مرحله حذفی مسابقات در حال نزدیک شدن است.

Her knockout dress caught everyone's attention.

لباس جذاب او توجه همه را به خود جلب کرد.

The team's knockout performance secured their spot in the finals.

عملکرد چشمگیر تیم، جایگاه آن‌ها را در فینال تضمین کرد.

The knockout rounds of the tournament are always intense.

دورهای حذفی مسابقات همیشه بسیار پرفشار هستند.

He received a knockout blow to the head.

او ضربه فنی به سرش وارد کرد.

The knockout game will determine who advances to the next round.

بازی حذفی مشخص می‌کند چه کسی به دور بعد صعود می‌کند.

The knockout roses in the garden are blooming beautifully.

گل‌های رز حذفی در باغ به زیبایی شکوفا شده‌اند.

The knockout performance by the singer left the audience in awe.

اجایب‌خواهانه خواننده باعث شد مخاطبان متحیر شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید