kooky

[ایالات متحده]/ˈku:ki/
[بریتانیا]/'kʊki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عجیب و غریب؛ غیرمعمولی

جملات نمونه

I like kooky foreign films.

من فیلم‌های خارجی عجیب و غریب دوست دارم.

She has a kooky sense of humor.

او حس شوخ طبعی عجیب و غریب دارد.

He always comes up with kooky ideas.

او همیشه ایده‌های عجیب و غریب ارائه می‌دهد.

Their kooky behavior made everyone laugh.

رفتار عجیب و غریب آنها باعث خنده همه شد.

I love her kooky style.

من عاشق سبک عجیب و غریب او هستم.

The movie had a kooky plot.

فیلم دارای طرحی عجیب و غریب بود.

She wore a kooky hat to the party.

او یک کلاه عجیب و غریب به مهمانی پوشید.

His kooky personality always brightens my day.

شخصیت عجیب و غریب او همیشه روز من را بهتر می‌کند.

The kooky decorations added a fun touch to the event.

دکوراسیون عجیب و غریب یک حس سرگرم کننده به رویداد اضافه کرد.

They have a kooky tradition of celebrating birthdays.

آنها یک سنت عجیب و غریب برای جشن تولد دارند.

The kooky artwork caught everyone's attention.

هنر عجیب و غریب توجه همه را جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید