tight lacing
تنگ کردن بند
loose lacing
شل کردن بند
shoe lacing
بست کفش
corset lacing
بست بندی
adjustable lacing
بند قابل تنظیم
traditional lacing
بست سنتی
metallic lacing
بند فلزی
leather lacing
بند چرمی
lace up
بند کردن
shoe lace
نخ کفش
coffee to which he added a liberal lacing of brandy.
قهوه ای که او مقدار زیادی برند به آن اضافه کرد.
The lacing on her dress was intricate and beautiful.
تزیینات لباس او پیچیده و زیبا بود.
He was lacing up his shoes before going for a run.
او قبل از دویدن کفشش را ب بست.
The chef was lacing the dessert with a raspberry sauce.
سرآشپز دسر را با سس تمشک تزئین کرد.
She felt a sense of lacing fear as she walked through the dark alley.
او در حالی که از کوچه تاریک عبور می کرد، احساس ترس کرد.
The lacing of the corset was too tight, making it difficult to breathe.
تزیینات لباس تنگ آنقدر محکم بود که نفس کشیدن را دشوار می کرد.
He was lacing his speech with humor to keep the audience engaged.
او سخنرانی خود را با طنز آمیخت تا مخاطبان را درگیر کند.
The lacing of the tent was secure against the strong winds.
تزیینات چادر در برابر بادهای شدید ایمن بود.
She was lacing her conversation with subtle hints about her upcoming project.
او مکالمه خود را با اشاره های ظریف در مورد پروژه آینده خود آمیخت.
The lacing on the ballet shoes needed to be redone for a tighter fit.
تزیینات کفش های باله نیاز به بازسازی برای تناسب بیشتر داشت.
He was lacing his arguments with facts and statistics to make them more convincing.
او استدلال های خود را با حقایق و آمارها تزئین کرد تا آنها را قانع کننده تر کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید