lacing

[ایالات متحده]/'leɪsɪŋ/
[بریتانیا]/'lesɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تزیینی؛ بند کفش؛ نوارهای تزیینی
v. با بندها محکم کردن؛ با هم بافتن؛ ضربه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

tight lacing

تنگ کردن بند

loose lacing

شل کردن بند

shoe lacing

بست کفش

corset lacing

بست بندی

adjustable lacing

بند قابل تنظیم

traditional lacing

بست سنتی

metallic lacing

بند فلزی

leather lacing

بند چرمی

lace up

بند کردن

shoe lace

نخ کفش

جملات نمونه

coffee to which he added a liberal lacing of brandy.

قهوه ای که او مقدار زیادی برند به آن اضافه کرد.

The lacing on her dress was intricate and beautiful.

تزیینات لباس او پیچیده و زیبا بود.

He was lacing up his shoes before going for a run.

او قبل از دویدن کفشش را ب بست.

The chef was lacing the dessert with a raspberry sauce.

سرآشپز دسر را با سس تمشک تزئین کرد.

She felt a sense of lacing fear as she walked through the dark alley.

او در حالی که از کوچه تاریک عبور می کرد، احساس ترس کرد.

The lacing of the corset was too tight, making it difficult to breathe.

تزیینات لباس تنگ آنقدر محکم بود که نفس کشیدن را دشوار می کرد.

He was lacing his speech with humor to keep the audience engaged.

او سخنرانی خود را با طنز آمیخت تا مخاطبان را درگیر کند.

The lacing of the tent was secure against the strong winds.

تزیینات چادر در برابر بادهای شدید ایمن بود.

She was lacing her conversation with subtle hints about her upcoming project.

او مکالمه خود را با اشاره های ظریف در مورد پروژه آینده خود آمیخت.

The lacing on the ballet shoes needed to be redone for a tighter fit.

تزیینات کفش های باله نیاز به بازسازی برای تناسب بیشتر داشت.

He was lacing his arguments with facts and statistics to make them more convincing.

او استدلال های خود را با حقایق و آمارها تزئین کرد تا آنها را قانع کننده تر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید