lip

[ایالات متحده]/lɪp/
[بریتانیا]/lɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لبه دهان
vt. با لب‌ها لمس کردن
adj. کلامی
vi. از لب‌ها استفاده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

upper lip

لب بالا

lower lip

لب پایین

chapped lips

لب‌های ترک‌خورده

lipstick

رژ لب

lip balm

مرهم لب

cleft lip

لب شکری

lip gloss

رژ لب براق

stiff upper lip

سنگینی و استقامت

on everyone's lips

در ذهن همه

lip brush

برس لب

give one's lips

لب دادن

lip seal

درز لب

lip stick

رژ لب

pay lip service

اظهارات سطحی

جملات نمونه

a slick of lip balm.

یک لایه نازک از بالم لب.

They came to the lip of a dead crater.

آنها به لبه یک دهانه خاموش رسیدند.

standing on the lip of a sixty-foot drop.

در حال ایستادن روی لبه یک سقوط ۶۰ فوتی.

the indentation between the upper lip and the nose.

فرورفتگی بین لب بالا و بینی.

downsizing is on everyone's lips at the moment.

در حال حاضر، کاهش اندازه در ذهن همه است.

Steve's lips met hers.

لب‌های استیو با لب‌های او ملاقات کرد.

Median cleft lip: mild and subtle hypotelorism, flat nose, and median cleft lip with or without cleft palate.

لاله شکافی میانی: هیپوتلوریسم خفیف و ظریف، بینی صاف و لاله شکافی میانی با یا بدون شکاف کام.

The firm lips pouted in a sulk.

لب‌های محکم با ناراحتی اخم کردند.

there were cuts and abrasions to the lips and jaw.

برش‌ها و خراش‌هایی روی لب‌ها و چانه وجود داشت.

he chewed his lip reflectively.

او با تفکر لبش را می‌جوید.

her upper lip curled in disdain.

لب بالایی او با تحقیر پیچید.

Dinah bit her lips to keep from screaming.

دینا لب‌هایش را گاز گرفت تا از فریاد زدن جلوگیری کند.

a lip pencil lasts longer than lipstick.

یک مداد لب بیشتر از رژ لب دوام می‌آورد.

on his lips there died the cheery lay.

بر لبانش ترانه شاداب پژمرده شد.

drawing her finger around the lip of the cup.

انگشتش را دور لبه فنجان کشید.

نمونه‌های واقعی

Don't smack your lips when you eat.

وقتی غذا می‌خورید، لب‌های خود را نزنید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Phileas Fogg, snugly ensconced in his corner, did not open his lips.

فیلیاس فوگ، که به راحتی در گوشه خود قرار داشت، لب‌های خود را باز نکرد.

منبع: Around the World in Eighty Days

I hate the way she smacks her lips before she talks.

ناراحت‌ام از اینکه او قبل از صحبت کردن لب‌هایش را می‌زند.

منبع: (500) Days of Summer

" Will it turn my lips blue" ?

" آیا لب‌هایم را آبی می‌کند؟"

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

He touched his lips with his finger.

او لب‌هایش را با انگشت لمس کرد.

منبع: A Tale of Two Cities (Condensed Version)

Not another word. My lips are sealed.

دیگر حرفی نزن. لب‌هایم بسته است.

منبع: The Legend of Merlin

Dry, cold air will crack your lips.

هوای خشک و سرد لب‌های شما را ترک می‌کند.

منبع: The Guardian (Article Version)

He pressed his lips in muted apology.

او لب‌هایش را در یک عذرخواهی خاموش فشار داد.

منبع: Call Me by Your Name

Do it without moving your lips at all.

بدون اینکه اصلاً لب‌هایتان را حرکت دهید، آن را انجام دهید.

منبع: Rachel's Classroom of Movie English

It uses its lips to suck in prey.

از لب‌های خود برای مکیدن طعمه استفاده می‌کند.

منبع: National Geographic (Children's Section)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید