sharp teeth
دندانهای تیز
baby teeth
دندانهای نوزاد
white teeth
دندانهای سفید
crooked teeth
دندانهای کج
wisdom teeth
دندان عقل
false teeth
دندانهای مصنوعی
clean teeth
دندانهای تمیز
decayed teeth
دندانهای پوسیده
gold teeth
دندانهای طلایی
missing teeth
دندانهای از دست رفته
she has a beautiful set of teeth.
او یک مجموعه دندانهای زیبا دارد.
he needs to brush his teeth twice a day.
او باید دو بار در روز دندانهای خود را مسواک بزند.
it's important to take care of your teeth.
مراقبت از دندانهای شما مهم است.
she showed her teeth when she smiled.
وقتی لبخند زد، دندانهایش را نشان داد.
he has a toothache and needs to see a dentist.
او دندان درد دارد و باید به دندانپزشک مراجعه کند.
they recommend flossing to keep your teeth healthy.
آنها استفاده از نخ دندان را برای سالم نگه داشتن دندانهای شما توصیه میکنند.
her teeth are very white and straight.
دندانهای او بسیار سفید و مرتب هستند.
he lost a tooth while playing football.
در حین بازی فوتبال، یک دندان از دست داد.
it's common to have braces on your teeth.
داشتن براکت روی دندانها رایج است.
she smiled, revealing her perfect teeth.
او لبخند زد و دندانهای بینقص خود را نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید