mouth

[ایالات متحده]/maʊθ/
[بریتانیا]/maʊθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکاف در صورت که غذا و هوا وارد بدن می‌شود؛ نقطه‌ای که یک رودخانه به دریا وارد می‌شود
vt. به طرز مصنوعی یا تحت تأثیر صحبت کردن
vi. به طرز مصنوعی یا تحت تأثیر صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

open your mouth

دهان خودت را باز کن

shut your mouth

دهان خودت را ببند

mouth on someone

دهان به روی کسی باز کردن

river mouth

دهانه رودخانه

big mouth

دهان بزرگ

mouth to mouth

از دهان به دهان

mouth water

آب دهان

mouth off

گستاخ بودن

open one's mouth

دهان خود را باز کردن

mouth open

دهان باز

hand to mouth

از عسرت گذرانیدن

with open mouth

با دهان باز

bad mouth

بد دهن

mouth cavity

حفره دهان

bell mouth

دهانه گلداری

جملات نمونه

the mouth of the bottle.

دهانه بطری

the mouth of a volcano

دهانه آتشفشان

He is the mouth of the House.

او دهان خانه است.

a hand-to-mouth way of life.

یک راه زندگی از دهان به دهان

Open your mouth wide.

دهانتان را کاملاً باز کنید.

spread from mouth to mouth

از دهان به دهان پخش شود

We gave him mouth-to-mouth resuscitation and heart massage.

ما تنفس مصنوعی و ماساژ قلب به او دادیم.

staff are foaming at the mouth .

کارکنان در حال کف کردن هستند.

her mouth set in an angry line.

دهانش در یک خط عصبانی تنظیم شده بود.

the horse had a hard mouth .

آن اسب دهانی سخت داشت.

standing before the mouth of a cave.

در مقابل دهانه غار ایستاده بود.

walking to the mouth of the bay to absorb the view.

پیاده‌روی به سمت دهانه خلیج برای جذب منظره.

she would carefully mouth the right pronunciation.

او با دقت تلفظ صحیح را ادا می کرد.

she mouthed a silent farewell.

او خداحافظی بی‌صدا ادا کرد.

mouth-watering views of the mountains.

مناظر دهان‌بزرگ از کوه‌ها.

her mouth went slack.

دهانش افتاد.

نمونه‌های واقعی

Put your brain into gear before opening your mouth.

قبل از باز کردن دهانتان، مغز خود را به کار بیندازید.

منبع: BBC Listening Collection April 2015

Kay, should I use this for the snowman's mouth?

کی، آیا می‌توانم از این برای دهان آدم برفی استفاده کنم؟

منبع: Bedtime stories for children

Open your mouth and say " Ahh."

دهانتان را باز کنید و "آه" بگویید.

منبع: L0 English Enlightenment

It took all my self-control to keep my mouth shut.

برای اینکه دهانم را بسته نگه دارم، تمام کنترل خودم را به کار بردم.

منبع: Diary of a Little Kid 1: Haunted House Ideas

If the mouth movements are mismatched, they're lip-syncing.

اگر حرکات دهان ناهمگون باشند، لب‌همگام می‌کنند.

منبع: Popular Science Essays

But you never actually open your mouth.

اما شما هرگز دهانتان را باز نمی‌کنید.

منبع: Science in Life

He says " No useless mouth to feed."

او می‌گوید "هیچ دهان بی‌مصرفی برای سیر کردن وجود ندارد."

منبع: The Apocalypse of World War II

I warned you about your dirty mouth.

در مورد دهان کثیف شما به شما هشدار دادم.

منبع: American Horror Story: Season 2

She wiped her mouth and ran upstairs.

او دهانش را پاک کرد و به طبقه بالا دوید.

منبع: Charlotte's Web

Again, we do not say rubbish mouth.

باز هم، ما نمی‌گوییم دهان آشغال.

منبع: VOA Special January 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید