he lisped softly
او با صدای آهسته لکنت کرد
she lisped sweetly
او با لحنی شیرین لکنت کرد
they lisped together
آنها با هم لکنت کردند
the child lisped
بچه لکنت کرد
he lisped nervously
او با اضطراب لکنت کرد
she lisped happily
او با خوشحالی لکنت کرد
he lisped gently
او به آرامی لکنت کرد
the boy lisped
پسر لکنت کرد
she lisped playfully
او به صورت بازیگوشانه لکنت کرد
he lisped awkwardly
او به طور دست و پا چلفتی لکنت کرد
the child lisped when he spoke to his friends.
کودک وقتی با دوستانش صحبت میکرد، لکنت داشت.
she lisped her way through the poem.
او با لکنت از روی شعر عبور کرد.
he lisped his confession, feeling shy.
او با لکنت اعتراف کرد و احساس خجالت میکرد.
the little girl lisped when she asked for candy.
دختر کوچولو وقتی برای آبنبات درخواست کرد، لکنت داشت.
during the play, the actor lisped his lines charmingly.
در طول نمایش، بازیگر با جذابیت خطوط خود را با لکنت ادا کرد.
he lisped his words, making everyone smile.
او با لکنت صحبت کرد و باعث خنده همه شد.
the toddler lisped while trying to pronounce new words.
کودک نوپا در حالی که سعی میکرد کلمات جدید را تلفظ کند، لکنت داشت.
she lisped sweet nothings into his ear.
او حرفهای عاشقانه را با لکنت در گوش او زمزمه کرد.
he lisped out his dreams to his mother.
او رویاهایش را با لکنت برای مادرش گفت.
the puppy lisped as it barked playfully.
سگ کوچولو در حالی که به طور بازیگانه پارس میکرد، لکنت داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید