literally

[ایالات متحده]/ˈlɪtərəli/
[بریتانیا]/ˈlɪtərəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. کلمه به کلمه; در دقیق‌ترین معنی; بدون اغراق یا استعاره; به‌طور واقعی و دقیق.

عبارات و ترکیب‌ها

literally impossible

غیرممکن به طور واقعی

literally speaking

به طور واقعی گفتن

literally translated

ترجمه تحت اللفظی

جملات نمونه

The children were literally starving.

کودکان به شدت گرسنه بودند.

She was literally blue with cold.

او به شدت به دلیل سرما رنگ آبی به خود گرفت.

The sentence cannot be literally rendered.

نمی‌توان این جمله را به صورت تحت اللفظی بیان کرد.

I have received literally thousands of letters.

به طور تحت اللفظی، هزاران نامه دریافت کرده ام.

literally an undutiful herb) a variety of cotton rose.

به معنای واقعی کلمه یک گیاه ناسالم (گیاه) نوعی از رز پنبه‌ای.

It is context and convention that determine whether a term will be interpreted literally or metaphorically.

زمینه و قرارداد تعیین می کند که آیا یک اصطلاح به صورت تحت اللفظی یا استعاری تفسیر می شود.

Tiramisu, literally translated ‘pull-me-up’.

تیرامیسو، به طور تحت اللفظی ترجمه آن 'خودت را بالا بکش' است.

these two chemicals, when mixed together , literally explode.

این دو ماده شیمیایی، وقتی با هم مخلوط می شوند، به طور تحت اللفظی منفجر می شوند.

statements which, although literally true, are nevertheless misleading.

اظهاراتی که اگرچه از نظر تحت اللفظی درست هستند، اما همچنان گمراه کننده هستند.

men will literally choose death over ratting out another prisoner.

مردان به طور تحت اللفظی مرگ را به جای لو دادن یک زندانی انتخاب خواهند کرد.

shiatsu literally translates as ‘finger pressure’.

شیاتسو به طور تحت اللفظی به معنای 'فشار انگشت' است.

the driver took it literally when asked to go straight over the roundabout.

راننده آن را به طور تحت اللفظی برداشت وقتی از او خواسته شد که به طور مستقیم از دوراهی عبور کند.

There’s no way we can even think about going on holiday this year, as we are literally living from hand to mouth.

هیچ راهی وجود ندارد که حتی بتوانیم امسال به فکر رفتن به تعطیلات باشیم، زیرا ما به طور تحت اللفظی از دست به دهان زندگی می کنیم.

The signing in Moscow's Kremlin on the night of August 23-24 of the Nazi-Communist "NonAggression" Pact was a diplomatic demarche literally world-shattering.

امضای پیمان "عدم تهاجم" نازی-کمونیستی در کرملین مسکو در شب ۲۳-۲۴ آگوست، یک اقدام دیپلماتیک بود که به طور واقعی جهان را به لرزه درآورد.

With so many risks, it is no surprise that many people find geophagy ─ literally the eating of earth or soil ─ unappetizing.

با وجود خطرات زیاد، جای تعجب نیست که بسیاری از مردم خوردن خاک یا خاک (به طور تحت اللفظی) را غیر جذاب می دانند.

LORI WALLACH: Basically, NAFTA on steroids with six more countries. That model has a core of rules that literally promote, incentivize shipping jobs away.

لوری والچ: اساساً، NAFTA با قدرت بیشتر با شش کشور دیگر. این مدل دارای هسته ای از قوانین است که به طور تحت اللفظی تبلیغ و تشویق به انتقال مشاغل به خارج از کشور می کند.

31:17 sometimes are used to prove that God literally created the entire universe in six days and that, scripturally-speaking, a pre-Adamite creation is impossible.

31:17 گاهی اوقات برای اثبات اینکه خدا کل جهان را به طور تحت اللفظی در شش روز آفریده است و اینکه، از نظر کتاب مقدس، آفرینش پیش از آدم ممکن نیست، استفاده می شود.

Epigenome literally means "above the genome." It is a molecular marking system that controls gene expression without altering the DNA sequence.In a sense, the epigenome is the genome's boss.

اپی‌ژنوم به معنای واقعی کلمه "بالاتر از ژنوم" است. این یک سیستم نشانه‌گذاری مولکولی است که بدون تغییر توالی DNA، بیان ژن را کنترل می‌کند. به نوعی، اپی‌ژنوم رئیس ژنوم است.

نمونه‌های واقعی

We literally have so much in common.

ما واقعاً نقاط مشترک زیادی داریم.

منبع: Listening Digest

It's literally impossible to host the Oscars.

برگزاری اهدای جوایز اسکار به طور واقعی غیرممکن است.

منبع: Focus on the Oscars

I mean, wood literally grows on trees.

منظورم این است که چوب واقعاً روی درختان رشد می کند.

منبع: Scishow Selected Series

The word " placenta" literally means " flat cake."

کلمه

منبع: Osmosis - Reproduction

But again, he took the words literally.

اما دوباره، او کلمات را به معنای واقعی کلمه برداشت.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Huh. Yeah, I always took it literally.

هی. بله، همیشه آن را به معنای واقعی کلمه برداشت.

منبع: The Big Bang Theory Season 7

The figure should not be taken too literally.

نباید عدد را خیلی به معنای واقعی کلمه برداشت.

منبع: The Economist - International

In other words, flesh literally turning to bone.

به عبارت دیگر، گوشت که به معنای واقعی کلمه به استخوان تبدیل می شود.

منبع: Osmosis - Urinary

And with this guy, I mean that literally.

و با این شخص، من به معنای واقعی کلمه منظورم را می گویم.

منبع: Modern Family - Season 02

I am wishing you quite literally the best.

من واقعاً بهترینها را برای شما خواهانم.

منبع: Modern Family - Season 08

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید