lorry

[ایالات متحده]/ˈlɒri/
[بریتانیا]/ˈlɔːri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (بریتانیایی) یک وسیله نقلیه موتوری بزرگ که برای حمل کالاها یا مواد استفاده می‌شود؛ یک کامیون.

عبارات و ترکیب‌ها

delivery lorry

کامیون تحویل

loading lorry

کامیون بارگیری

unloading lorry

کامیون تخلیه

garbage lorry

کامیون زباله‌سوز

lorry driver

راننده کامیون

lorry crane

جرثقیل کامیون

جملات نمونه

the lorry was in excellent condition.

تریلی در وضعیت عالی بود.

a lorry load of soldiers.

بار کامیون سرباز.

a long-distance lorry driver.

راننده کامیون مسافتی طولانی.

trucks stuck in the lorry blockade.

کامیون‌های گرفتار در محاصره کامیون‌ها.

the lorry's trailer came loose.

تریلر کامیون شل شد.

the lorry reversed into the back of a bus.

کامیون به عقب اتوبری رفت.

the noise of a lorry starting up .

صدای روشن شدن کامیون.

a lorry picked the stuff up.

کامیونی وسایل را برداشت.

The maximum load for this lorry is one ton.

حداکثر بار برای این کامیون یک تن است.

They loaded the lorry up.

آنها کامیون را پر کردند.

A lorry ran down the hill out of control.

کامیونی از بالای تپه خارج از کنترل پایین رفت.

a refrigerated lorry carrying beer

یک کامیون یخچال‌دار حامل آبجو

The lorry went into a skid and crashed into the barrier.

تریلی به دلیل انحراف کنترل را از دست داد و به مانع برخورد کرد.

an ammunition lorry exploded with a roar.

یک کامیون مهمات با غرش منفجر شد.

a lorry whose brakes had failed.

یک کامیون که ترمزهایش خراب شده بودند.

lorry wheels had dug furrows in the sand.

چرخ‌های کامیون چاله هایی در شن ایجاد کرده بودند.

heavy lorries rumbled through the streets.

کامیون‌های سنگین با صدای بلند در خیابان‌ها حرکت کردند.

a lorry shed its load of steel bars.

کامیونی بار فولاد خود را رها کرد.

the lorry slid sideways across the road.

کامیون به پهلو روی جاده سر خورد.

نمونه‌های واقعی

" I don’t enjoy overtaking big lorries on the motorway."

من از سبقت گرفتن کامیون‌های بزرگ در اتوبان لذت نمی‌برم.

منبع: 6 Minute English

Critics say Ecuador's new media Lorries among the religions most repressive.

منتقدان می‌گویند رسانه‌های جدید اکوادور در میان ادیان، ستمگرانه هستند.

منبع: BBC Listening September 2015 Collection

The UN's food agency told the BBC lorries were ready to leave.

سازمان غذایی ملل متحد به بی‌بی‌سی گفت کامیون‌ها آماده عزیمت هستند.

منبع: BBC Listening Collection January 2016

The UN humanitarian chief says about 100 lorries a day will be required.

رئیس سازمان بشردوستانه ملل متحد می‌گوید روزانه به حدود 100 کامیون نیاز است.

منبع: BBC Listening of the Month

From there, he hitchhiked to Paris in a lorry.

از آنجا، او با اتومبیل‌بار به پاریس سفر کرد.

منبع: New Concept English, British English Version, Book Two (Translation)

It fell off the back of a lorry? !

آیا از قسمت پشتی کامیون افتاد؟ !

منبع: BBC Authentic English

Container lorry park on bus station site, Bernard.

پارکینگ کامیون کانتینری در محل ایستگاه اتوبوس، برنارد.

منبع: Yes, Minister Season 3

The lorry was loaded with weapons. It was loaded with grenades.

کامیون با سلاح‌ها بارگیری شده بود. با نارنجک‌ها بارگیری شده بود.

منبع: BBC Listening Collection July 2016

Twenty-one lorries were on route for Foah and Kefraya.

بیست و یک کامیون در مسیر فوآه و کفریا بودند.

منبع: CNN Selected January 2016 Collection

482. " Sorry, I'll borrow the lorry tomorrow, " the sorrowful man said with worry in the corridor.

482. " متاسفم، من کامیون را فردا قرض خواهم گرفت، " مرد غمگین با نگرانی در راهرو گفت.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید