cargo

[ایالات متحده]/ˈkɑːɡəʊ/
[بریتانیا]/ˈkɑːrɡoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کالاها یا اجناسی که در یک کشتی یا وسیله نقلیه حمل می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

cargo ship

کشتی باری

cargo plane

هواپیمای باربری

cargo container

کانتینر بار

cargo handling

بارگیری

cargo transportation

حمل و نقل بار

air cargo

بار هوایی

bulk cargo

بار حجمی

cargo transport

حمل بار

cargo insurance

بیمه بار

general cargo

بار عمومی

cargo clauses

ماده بار

heavy cargo

بار سنگین

cargo terminal

ترمینال بار

container cargo

بار کانتینری

cargo space

فضای بار

cargo agent

نماینده بار

cargo hold

فضای بار

cargo vessel

کشتی باری

cargo transportation insurance

بیمه حمل و نقل بار

cargo capacity

ظرفیت بار

cargo receipt

رسید بار

جملات نمونه

a cargo of cotton and wheat.

یک محموله پنبه و گندم

a flotilla of cargo boats.

گروهی از کشتی‌های باری

hoist cargo with a crane

بار را با جرثقیل بالا ببرید

load cargo into the hold

بار را در محفظه بارگیری کنید

sling cargo into a hold.

بار را به داخل محفظه حمل کنید.

swung the cargo onto the deck.

بار را روی عرشه تاب داد.

a tail-heavy cargo plane.

یک هواپیمای باربری با دم سنگین

a cargo ship went adrift .

یک کشتی باری سرگردان شد.

a cargo bay; an engine bay.

خلیج بار؛ خلیج موتور.

A nonscheduled airline or cargo plane.

یک خط هوایی بدون برنامه یا هواپیمای باری

Passengers with cargo must embark first.

مسافران با بار باید ابتدا سوار شوند.

download cargo from a transport aircraft.

بار را از یک هواپیمای ترابری تخلیه کنید.

He was instructed to inspect the cargo on the ship and detain such cargo if necessary.

از او خواسته شد تا محموله را بر روی کشتی بازرسی کند و در صورت لزوم چنین محموله‌ای را ضبط کند.

The ship’s cargo is stowed in the hold.

بار کشتی در محفظه نگهداری می شود.

نمونه‌های واقعی

FedEx can transport any cargo, even animals.

فدکس می‌تواند هر نوع بار را جابجا کند، حتی حیوانات.

منبع: VOA Video Highlights

Other Roman ships went down nearby, taking their cargoes with them.

سایر کشتی‌های رومی در نزدیکی غرق شدند و بارها را با خود بردند.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 14

If there's dense cargo in there, x-ray can penetrate it.

اگر بار متراکم در آنجا وجود دارد، اشعه ایکس می‌تواند از آن عبور کند.

منبع: VOA Standard English_Americas

I had it from the stevedore who has been loading their cargo.

من این را از باربر شنیدم که بار آنها را بارگیری می کند.

منبع: The Five Orange Pips of Sherlock Holmes

Then meteorites carrying water smashed into the planet, dumping their precious cargo.

سپس شهاب سنگ‌هایی که آب حمل می‌کردند به سیاره برخورد کردند و بار گرانبهای خود را تخلیه کردند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation November 2014

She carried a large cargo and a well–filled cabin of passengers.

او یک محموله بزرگ و یک کابین پر از مسافر حمل کرد.

منبع: Around the World in Eighty Days

The cargo was headed for gravity falls.

محموله به سمت آبشار گرانش در حرکت بود.

منبع: Gravity Falls Season 1

Hammering and digging, flying and driving, delivering heavy cargo all over the world.

کوبیدن و کندن، پرواز و رانندگی، تحویل بار سنگین در سراسر جهان.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American July 2020 Collection

Easy. And look at all this cargo space.

آسان. و به تمام این فضای بار نگاه کنید.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

We are using wooden boxes to case our cargo.

ما از جعبه های چوبی برای محافظت از بار خود استفاده می کنیم.

منبع: A Brief Guide to Foreign Trade Conversations

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید