magic

[ایالات متحده]/ˈmædʒɪk/
[بریتانیا]/ˈmædʒɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جادوگری، سحر، حقه‌بازی
adj. شگفت‌انگیز، دارای سحر.

عبارات و ترکیب‌ها

magical powers

قدرت های جادویی

black magic

جادوی سیاه

magic art

هنر جادویی

magic wand

چوب جادویی

magic words

کلمات جادویی

orlando magic

ارلاندو مَجیک

magic tricks

ترفندهای جادویی

magic mirror

آینه جادویی

magic square

مجذور جادویی

magic bullet

گلوله جادویی

magic cube

مکعب جادویی

magic number

عدد جادویی

magic box

جعبه جادویی

magic realism

واقع‌گرایی جادویی

magic carpet

فرش جادویی

magic touch

لمس جادویی

magic lamp

چراغ جادویی

magic eye

چشم جادویی

magic circle

دایره جادویی

magic hand

دست جادویی

جملات نمونه

there was no magic in such incantation.

در چنین جادویی هیچ خبری نبود.

the magic of the theatre.

جادوی تئاتر.

the magic of great poetry

جادوی شعر بزرگ.

That music is really magic!

آن موسیقی واقعاً جادویی است!

It is really a magic palace!

واقعاً یک کاخ جادویی است!

Magic can be a lifetime hobby and card magic is the poetry of prestidigitation.

جادو می تواند یک سرگرمی مادام العمر باشد و شعبده با کارت ها به عنوان شعر شعبده به شمار می رود.

do you believe in magic?.

آیا به جادو اعتقاد دارید؟

I can do magic tricks.

من می‌توانم شعبده انجام دهم.

The magic sword was embedded in the stone.

شمشیر جادویی در سنگ تعبیه شده بود.

The conjuror's magic delighted the children.

جادوی شعبده‌باز کودکان را شاد کرد.

You could feel the magic of Shakespeare's poetry.

می‌توانستید جادوی شعر شکسپیر را احساس کنید.

The magic show enthralled the audience.

نمایش شعبده‌بازی مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the power of magic and clairvoyance

قدرت جادو و روشن‌بینی

Magic can be a lifetime hobby and card magic is considered to be the poetry of prestidigitation.

جادو می تواند یک سرگرمی مادام العمر باشد و شعبده با کارت ها به عنوان شعر شعبده به شمار می رود.

As if by magic, his face turned green.

گویی به طور جادویی، صورتش سبز شد.

I've got to hand it to you—you've got the magic touch.

باید به شما اعتراف کنم - شما لمس جادویی دارید.

suddenly, as if by magic , the doors start to open.

ناگهان، گویی به طور جادویی، درها شروع به باز شدن می‌کنند.

confidence is the magic ingredient needed to spark recovery.

اعتماد به نفس ماده جادویی مورد نیاز برای ایجاد رهایی است.

tactile exhibitions help blind people enjoy the magic of sculpture.

نمایش‌های لمسی به نابینایان کمک می‌کنند تا از جادوی مجسمه‌سازی لذت ببرند.

نمونه‌های واقعی

That's the magic of the geological record.

این شگفتی سابقه زمین شناسی است.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2016 Compilation

And then the magic of diffusion happens.

و سپس جادوی انتشار رخ می دهد.

منبع: Kurzgesagt science animation

We can read about their terrible magic.

ما می توانیم در مورد جادوی وحشتناک آنها بخوانیم.

منبع: Halloween Adventures

Then we get some real magic.

سپس ما کمی جادوی واقعی بدست می آوریم.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2016 Compilation

To catch fish, you need the right magic.

برای گرفتن ماهی، به جادوی مناسب نیاز دارید.

منبع: Travel Across America

Look, I am using some Maggie magic.

ببینید، من از کمی جادوی مجی استفاده می کنم.

منبع: Wow English

Oh no. It must be Maggie magic.

اوه نه. حتما باید جادوی مجی باشد.

منبع: Wow English

It's the magic that powers the product.

این جادویی است که محصول را روشن می کند.

منبع: Technology Trends

And this is the real magic of algebra.

و این جادوی واقعی جبر است.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Is magic real or is magic an illusion?

آیا جادو واقعی است یا جادو یک توهم است؟

منبع: VOA Standard English_Americas

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید