marshy

[ایالات متحده]/'mɑːʃɪ/
[بریتانیا]/ˈmɑrʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باتلاقی؛ مشخصه‌ای که مرطوب یا دارای رطوبت زیاد باشد.

جملات نمونه

my feet squelched over marshy ground.

پاهای من روی زمین لجن آلود صدا می‌دادند.

In August 1935,we began our march across the marshy grassland.

در ماه آگوست 1935، شروع به عبور از علفزارهای باتلاقی کردیم.

The marshy ground made it difficult to walk through.

زمین لجن آلود راه رفتن را دشوار می‌کرد.

The marshy area is home to many different species of birds.

منطقه لجن آلود زیستگاه بسیاری از گونه‌های مختلف پرندگان است.

The marshy soil is perfect for growing rice.

خاک لجن آلود برای کشت برنج عالی است.

The marshy smell of the swamp filled the air.

بوی لجن مانند مرداب هوا را پر کرد.

The marshy terrain is a challenge for construction projects.

زمین لجن آلود یک چالش برای پروژه‌های ساختمانی است.

The marshy wetlands provide important habitat for wildlife.

مناطق ساحلی لجن آلود زیستگاه مهمی برای حیات وحش فراهم می‌کنند.

The marshy conditions led to the formation of peat bogs.

شرایط لجن آلود منجر به تشکیل مرداب‌های تورب تشکیل شد.

The marshy ground is prone to flooding during heavy rains.

زمین لجن آلود در هنگام باران شدید مستعد سیل است.

The marshy landscape is dotted with small ponds.

مناظر لجن آلود با حوضچه‌های کوچک پوشیده شده‌اند.

The marshy area is being restored to its natural state.

منطقه لجن آلود در حال بازگشت به حالت طبیعی خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید