muddy

[ایالات متحده]/ˈmʌdi/
[بریتانیا]/ˈmʌdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده یا پر شده با گل؛ کثیف
vt. گل روی چیزی قرار دادن؛ چیزی را کثیف کردن
vi. پوشیده شدن با گل یا کثیفی

عبارات و ترکیب‌ها

muddy water

آب گل‌آلود

muddy boots

کفش‌های خیس و گِلی

muddy road

جاده‌ی خیس و گِلی

جملات نمونه

it was very muddy underfoot.

زیر پا خیلی گل بود.

plank a muddy pathway.

یک مسیر گل آلود را با تخته ها پوشاندند.

the murky silt of a muddy pond.

لجن گل آلود و تیره یک حوضچه.

they changed their muddy boots.

آنها چکمه های گل آلود خود را عوض کردند.

a muddy road marked with footprints

یک جاده گل آلود که با رد پاها علامت گذاری شده است

The muddy road bemired the wagon.

جاده گل آلود گاری را به حرکت درآورد.

There is a muddy expression in his face.

یک عبارت گل آلود در چهره اش وجود دارد.

He muddies himself face.

او چهره خود را گل آلود می کند.

in midwinter the track became a muddy morass.

در اواسط زمستان، مسیر به یک مرداب گل آلود تبدیل شد.

an awful muddy sound that renders his vocal incoherent.

صدای گل آلود وحشتناکی که صدای او را نامفهوم می کند.

We labo(u)red alongthe muddy road.

ما در امتداد جاده گل آلود به سختی کار کردیم.

They’re just muddying the waters with all this new information.

آنها فقط با تمام این اطلاعات جدید، موضوع را مبهم می کنند.

floundered up the muddy mountain trail;

او با تلاش از مسیر کوهلی لجن‌آلود بالا رفت.

The only access to that ancient castle is along a muddy track.

تنها راه دسترسی به آن قلعه باستانی، از طریق یک مسیر گل آلود است.

Your shoes are in a fine muddy state.

کفش های شما در وضعیت گل آلود خوبی هستند.

was careful not to get her shoes muddy;

مراقب بود که کفش هایش گل آلود نشود.

نمونه‌های واقعی

Point is, I got all muddied up for him.

نکته اینجاست که من برای او خیلی کثیف و گل آلود شدم.

منبع: Billions Season 1

Artificial sweeteners as a replacement for sugar muddy these waters even more.

مصرف شیرین کننده های مصنوعی به عنوان جایگزین شکر، این موضوع را حتی بیشتر مبهم تر می کند.

منبع: The Guardian (Article Version)

Soon the river was brown and muddy.

به زودی رودخانه قهوه ای و گل آلود شد.

منبع: Journey to the West

So the terrain over there was very muddy.

بنابراین زمین آنجا خیلی گل آلود بود.

منبع: NPR News Summary December 2016

People are living in this kind of muddy wasteland.

افراد در این نوع بیابان گل آلود زندگی می کنند.

منبع: VOA Standard Speed February 2016 Collection

They're looking for moist, muddy habitat.

آنها به دنبال زیستگاه مرطوب و گل آلود هستند.

منبع: CNN Selected June 2016 Collection

Er, Charley? There are muddy welly prints to clean up.

اوه، چارلی؟ ردپای گل آلود چکمه وجود دارد که باید تمیز شود.

منبع: Little Bear Charlie

Mud-coloured clouds drooped sadly over the muddy streets.

ابر های به رنگ گل، با ناراحتی بر سر خیابان های گل آلود آویزان بودند.

منبع: The Sign of the Four

It was almost comical how muddy it was sometimes.

گاهی اوقات تقریباً خنده دار بود که چقدر گل آلود بود.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

Oh, dear Penelope. Your shoes will get all muddy.

اوه، پنلوپ عزیز. کفش های شما همه گل آلود می شوند.

منبع: Blue little koala

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید