exponentially

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای از رشد سریع و نمایی

جملات نمونه

The company's profits have been growing exponentially.

سود شرکت به طور تصاعدی در حال افزایش است.

The population in the city has been increasing exponentially.

جمعیت شهر به طور تصاعدی در حال افزایش است.

Technological advancements are occurring exponentially.

پیشرفت‌های فناوری به طور تصاعدی در حال وقوع است.

The demand for renewable energy is rising exponentially.

تقاضا برای انرژی‌های تجدیدپذیر به طور تصاعدی در حال افزایش است.

The spread of information on social media is growing exponentially.

گسترش اطلاعات در رسانه‌های اجتماعی به طور تصاعدی در حال رشد است.

The rate of innovation in this industry is increasing exponentially.

نرخ نوآوری در این صنعت به طور تصاعدی در حال افزایش است.

The complexity of the problem is growing exponentially.

پیچیدگی مشکل به طور تصاعدی در حال رشد است.

The amount of data being generated is increasing exponentially.

میزان داده‌های تولید شده به طور تصاعدی در حال افزایش است.

The impact of climate change is accelerating exponentially.

اثرات تغییرات آب و هوایی به طور تصاعدی در حال تسریع است.

The number of COVID-19 cases is rising exponentially in some regions.

تعداد موارد COVID-19 در برخی مناطق به طور تصاعدی در حال افزایش است.

نمونه‌های واقعی

As atmosphere warms, the ability to hold moisture increases exponentially.

با گرم شدن هوا، توانایی حفظ رطوبت به صورت نمایی افزایش می‌یابد.

منبع: Popular Science Essays

So it just builds up and builds up exponentially.

بنابراین، به صورت نمایی انباشته می‌شود و انباشته می‌شود.

منبع: Vox opinion

So you're actually going to build your vocabulary exponentially.

بنابراین، شما در واقع دایره لغات خود را به صورت نمایی گسترش خواهید داد.

منبع: Engvid-Adam Course Collection

One is that, at first, it spreads exponentially.

یکی این است که در ابتدا به صورت نمایی پخش می‌شود.

منبع: The Economist (Summary)

" It has exponentially increased, " she said.

"این به طور نمایی افزایش یافته است،" او گفت.

منبع: VOA Special August 2023 Collection

So I'll finish up with exponentially better.

بنابراین، من با بهتر شدن نمایی آن را به پایان خواهم رساند.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

Minutes. I mean, its half-life is decreasing exponentially.

دقیقه. من می‌گم نیمه‌عمرش به صورت نمایی در حال کاهش است.

منبع: Super Girl Season 2 S02

That's because the number of participants expands exponentially.

این به این دلیل است که تعداد شرکت‌کنندگان به صورت نمایی گسترش می‌یابد.

منبع: TED-Ed (video version)

When it does, fungi maps may get exponentially better.

وقتی این اتفاق بیفتد، نقشه‌های قارچی ممکن است به طور نمایی بهتر شوند.

منبع: This Month's Science 60 Seconds - Scientific American

As it does, the objections to them will rise exponentially.

همانطور که این اتفاق می‌افتد، اعتراضات به آنها به صورت نمایی افزایش می‌یابد.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید