huge

[ایالات متحده]/hjuːdʒ/
[بریتانیا]/hjuːdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از اندازه یا مقدار بسیار زیاد؛ بسیار بزرگ یا وسیع، به ویژه از نظر اندازه یا درجه. مقایسه‌ها: بزرگ‌تر، بزرگ‌ترین.

عبارات و ترکیب‌ها

huge impact

تاثیر بسیار زیاد

huge amounts of

میزان بسیار زیاد

huge system

سیستم بسیار بزرگ

sudden huge profits

سودهای بزرگ ناگهانی

جملات نمونه

the fallback of a huge explosion.

نتیجه‌گیری یک انفجار بزرگ

the huge arc of the sky.

گستره وسیع آسمان

the huge bicentenary celebrations.

جشنواره دو قرن بزرگ

a huge midtown apartment.

آپارتمانی بزرگ در مرکز شهر

a huge outdoor concert.

یک کنسرت بزرگ در فضای باز

a huge tabular iceberg.

یک کوه یخ بزرگ و جدولی شکل

enjoy a huge circulation

لذت بردن از گردش مالی بزرگ

a huge amount of food

یک حجم بزرگ غذا

the huge influence of the Hellenic world.

تاثیر بزرگ دنیای هلنی

the bedroom is huge and very imperial.

اتاق خواب بسیار بزرگ و بسیار امپریالیستی است.

the persistence of huge environmental problems.

تداوم مشکلات بزرگ محیط‌زیستی

a huge pool of risk capital.

یک مخزن بزرگ سرمایه ریسک

a huge shaggy Alsatian.

یک آلزاسی بزرگ و پشمالو

a walloping huge lie.

یک دروغ بسیار بزرگ

نمونه‌های واقعی

It's just a really, really huge log basically.

این فقط یک سیاهه خیلی بزرگ و اساساً خیلی بزرگ است.

منبع: Architectural Digest

Participating doesn't necessarily involve a huge time commitment.

شرکت کردن لزوماً نیازی به صرف وقت زیاد ندارد.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 13

Some held huge pots made of terracotta.

برخی گلدان های بزرگ از جنس سفال داشتند.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 14

Also, I am a huge, huge fan of mushrooms.

همچنین، من یک طرفدار خیلی بزرگ قارچ ها هستم.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

Collier concedes such projects would require huge investment.

کلیر اعتراف می کند که چنین پروژه هایی به سرمایه گذاری زیادی نیاز دارد.

منبع: VOA Standard October 2015 Collection

I'm hopeful that this will make a huge impact.

امیدوارم این تأثیر زیادی بگذارد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

And it's a huge challenge. - Yeah, that's huge.

و این یک چالش بزرگ است. - بله، این خیلی بزرگ است.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

A naughty girl stood there, wrapped in a huge shawl.

یک دختر بدحلقه آنجا ایستاده بود و در یک شال بزرگ پیچیده شده بود.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

This would be a huge leap forward.

این یک جهش بزرگ به جلو خواهد بود.

منبع: Life Noggin

There's a huge difference and a huge diversity of water transport strategies in trees.

تفاوت بسیار زیاد و تنوع زیادی در استراتژی های حمل و نقل آب در درختان وجود دارد.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American April 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید