memorialize

[ایالات متحده]/mɪˈmɔːrɪəlaɪz/
[بریتانیا]/mɪˈmɔːrɪəlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به یاد کسی یا چیزی گرامی‌داشتن یا احترام گذاشتن
v. یک درخواست یا petition رسمی ارائه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

memorialize a hero

جاودانه کردن یک قهرمان

memorialize the past

جاودانه کردن گذشته

memorialize a moment

جاودانه کردن یک لحظه

memorialize their legacy

جاودانه کردن میراث آن‌ها

memorialize an event

جاودانه کردن یک رویداد

memorialize a tradition

جاودانه کردن یک سنت

memorialize their story

جاودانه کردن داستان آن‌ها

memorialize the fallen

جاودانه کردن جان باخته‌ها

memorialize a friendship

جاودانه کردن یک دوستی

جملات نمونه

we wanted to memorialize our friendship with a special photo.

ما می‌خواستیم دوستی خود را با یک عکس خاص جاودانه کنیم.

the statue was built to memorialize the heroes of the war.

مجسمه برای بزرگداشت قهرمانان جنگ ساخته شد.

they held a ceremony to memorialize the victims of the tragedy.

آنها برای بزرگداشت قربانیان فاجعه مراسمی برگزار کردند.

we should memorialize this moment in history.

ما باید این لحظه تاریخی را جاودانه کنیم.

she wrote a book to memorialize her grandmother's life.

او کتابی برای بزرگداشت زندگی مادربزرگش نوشت.

the organization aims to memorialize the contributions of volunteers.

سازمان هدف خود را بزرگداشت دستاوردهای داوطلبان می‌داند.

they created a documentary to memorialize the events of that year.

آنها برای بزرگداشت وقایع آن سال یک فیلم مستند ساختند.

we need to memorialize our achievements for future generations.

ما باید دستاوردهای خود را برای نسل‌های آینده جاودانه کنیم.

the plaque was installed to memorialize the founding of the city.

برای بزرگداشت تأسیس شهر، یک تابلوی بزرگ نصب شد.

he wanted to memorialize their love story in a song.

او می‌خواست داستان عشق آنها را در یک آهنگ جاودانه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید