midwinter

[ایالات متحده]/mɪd'wɪntə/
[بریتانیا]/ˌmɪd'wɪntɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نیمه دوره زمستان، انقلاب زمستانی، دوره در وسط زمستان.

جملات نمونه

a bleak midwinter's day.

یک روز تاریک و دلگیر در اواسط زمستان

a midwinter day; midwinter storms.

یک روز در اواسط زمستان؛ طوفان‌های اواسط زمستان.

the choir was massacring ‘In the Bleak Midwinter’.

کرال در حال قتل عام 'در اواسط زمستان تاریک' بود.

in midwinter the track became a muddy morass.

در اواسط زمستان مسیر به یک باتلاق گِلی تبدیل شد.

Snowpack on Mt.guacang <> In midwinter Mt.Guacang is in pure white attire, presenting a fantastic snowscape of snow-clad peaks, snow curtains and snowcreeps.

برف روی کوه گوآکانگ <> در اواسط زمستان کوه گوآکانگ در لباس سفید خالص است و منظره‌ای فوق‌العاده از قله‌های پوشیده از برف، پرده‌های برف و خزه‌های برف را به نمایش می‌گذارد.

The days are short in midwinter.

روزها در اواسط زمستان کوتاه هستند.

The trees are bare in midwinter.

درختان در اواسط زمستان عاری هستند.

People often feel more tired in midwinter.

افراد اغلب در اواسط زمستان احساس خستگی بیشتری می‌کنند.

Birds migrate to warmer climates in midwinter.

پرندگان در اواسط زمستان به مناطق گرم‌تر مهاجرت می‌کنند.

Families gather around the fireplace in midwinter.

خانواده‌ها در اواسط زمستان دور شومینه جمع می‌شوند.

Midwinter is a time for reflection and introspection.

اواسط زمستان زمانی برای تفکر و درون‌نگری است.

Many cultures celebrate festivals in midwinter.

فرهنگ‌های بسیاری در اواسط زمستان جشنواره‌ها را جشن می‌گیرند.

The snow-covered landscape is beautiful in midwinter.

منظره پوشیده از برف در اواسط زمستان زیبا است.

Warm drinks are comforting in midwinter.

نوشیدنی‌های گرم در اواسط زمستان دلپذیر هستند.

Midwinter can be a challenging time for those who struggle with seasonal affective disorder.

اواسط زمستان می‌تواند برای کسانی که با اختلال افسردگی فصلی دست و پنجه نرم می‌کنند، یک زمان چالش‌برانگیز باشد.

نمونه‌های واقعی

When midwinter arrives, vital movement begins to decline and calm down.

زمانی که زمستان سخت فرا می‌رسد، جنب‌وجش حیاتی شروع به کاهش و آرام شدن می‌کند.

منبع: Selected English short passages

One large European company sent executives to the Arctic Circle in midwinter.

یک شرکت بزرگ اروپایی مدیران خود را به دایره قطب شمال در زمستان سخت فرستاد.

منبع: The Economist (Summary)

In Yinchuan, Ningxia Hui autonomous region, people call midwinter the " Ghost Festival" .

در ینچوان، منطقه خودمختار نینگزیا هویی، مردم زمستان سخت را " جشنواره ارواح" می‌نامند.

منبع: Selected English short passages

Some monuments, like Stonehenge, were aligned with the midsummer sunrise and midwinter sunset.

برخی از بناها، مانند استونهنج، با طلوع آفتاب در اواسط تابستان و غروب آفتاب در زمستان سخت هم‌راستا بودند.

منبع: A Minimalist History of Britain

When midwinter comes, vital movement begins to decline and calm down.

زمانی که زمستان سخت می‌رسد، جنب‌وجش حیاتی شروع به کاهش و آرام شدن می‌کند.

منبع: Selected English short passages

People in Suzhou, Jiangsu province, are accustomed to eating wontons in midwinter.

مردم سوژو، استان جیانگسو، به خوردن دونگ‌دا در زمستان سخت عادت دارند.

منبع: Selected English short passages

They give the midwinter soup a strange name: " brain" and share it with their neighbors.

آنها به سوپ زمستان سخت اسم عجیبی می‌دهند: " مغز" و آن را با همسایگان خود به اشتراک می‌گذارند.

منبع: Selected English short passages

Cattle and other animals were slaughtered around midwinter, followed by feasting on what was the last fresh meat for several months.

گاو و سایر حیوانات در اطراف زمستان سخت ذبح می‌شدند، و پس از آن به خوردن گوشت تازه که برای چند ماه آخر بود، می‌پرداختند.

منبع: Selected English short passages

By midwinter, the snow is so deep that bobcats are forced to leave their territories to try and find easier hunting.

تا زمستان سخت، برف آنقدر عمیق است که گربه های وحشی مجبور به ترک قلمرو خود برای یافتن شکار آسان‌تر می‌شوند.

منبع: Earth's Pulse Season 2 (Original Soundtrack)

This was midwinter, in the Highlands of Scotland, and many others perished and died in the cold.

این زمستان سخت بود، در Highlands اسکاتلند، و بسیاری دیگر در سرما جان باختند و مردند.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید