solstice

[ایالات متحده]/ˈsɒlstɪs/
[بریتانیا]/ˈsɑːlstɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هر یک از دو باری در سال که خورشید در دورترین فاصله از استوا قرار دارد؛ نقطه‌ای در سال که خورشید بالاترین یا پایین‌ترین نقطه را در آسمان در ظهر می‌رسد.

عبارات و ترکیب‌ها

summer solstice

وصله تابستان

winter solstice

وصله زمستان

solstice celebration

جشنواره انقلاب خورشیدی

solstice festival

جشنواره انقلاب خورشیدی

solstice rituals

آداب و رسوم انقلاب خورشیدی

solstice traditions

رسوم و سنت‌های انقلاب خورشیدی

solstice events

برگزاری رویدادهای انقلاب خورشیدی

solstice sunrise

طلوع خورشید انقلاب

solstice sunset

غروب خورشید انقلاب

solstice observance

برگزاری مراسم انقلاب خورشیدی

جملات نمونه

the summer solstice marks the longest day of the year.

وصله تابستانان نشان‌دهنده طولانی‌ترین روز سال است.

many cultures celebrate the winter solstice with festivals.

فرهنگ‌های بسیاری زمستان‌گردان را با برگزاری جشن‌ها گرامی می‌دارند.

the solstice is an important astronomical event.

وصله یک رویداد اخترشناختی مهم است.

people often gather to watch the sunrise on the solstice.

افراد اغلب برای تماشای طلوع خورشید در زمان وصله گرد هم می‌آیند.

some ancient structures align with the solstice sun.

برخی از سازه‌های باستانی با خورشید وصله هم‌راستا هستند.

the winter solstice symbolizes the return of light.

وصله زمستان نماد بازگشت نور است.

traditions around the solstice vary worldwide.

رسوم و سنت‌های مربوط به وصله در سراسر جهان متفاوت است.

solstice rituals often include feasting and dancing.

آیین‌های وصله اغلب شامل جشن و رقص است.

the solstice has inspired countless works of art.

وصله الهام‌بخش بی‌شماری آثار هنری بوده است.

many people reflect on their goals during the solstice.

بسیاری از مردم در زمان وصله به اهداف خود فکر می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید