misapplied knowledge
دانش بهکاررفته نادرست
misapplied methods
روشهای بهکاررفته نادرست
misapplied principles
اصول بهکاررفته نادرست
misapplied resources
منابع بهکاررفته نادرست
misapplied strategies
استراتژیهای بهکاررفته نادرست
misapplied techniques
تکنیکهای بهکاررفته نادرست
misapplied rules
قوانین بهکاررفته نادرست
misapplied concepts
مفاهیم بهکاررفته نادرست
misapplied theories
نظریههای بهکاررفته نادرست
misapplied data
دادههای بهکاررفته نادرست
the funds were misapplied, leading to a budget deficit.
بودجه کسری ایجاد کرد، به این دلیل که بودجه به درستی استفاده نشد.
his skills were misapplied in the wrong department.
مهارتهای او به درستی در بخش نامناسب به کار گرفته نشد.
the law was misapplied, causing confusion among citizens.
قانون به درستی اجرا نشد و باعث سردرگمی شهروندان شد.
many resources were misapplied during the project.
منابع زیادی در طول پروژه به درستی استفاده نشدند.
she felt her talents were misapplied in her current role.
او احساس کرد که استعدادهایش در نقش فعلیاش به درستی استفاده نمیشود.
the strategy was misapplied, resulting in poor performance.
استراتژی به درستی اجرا نشد و منجر به عملکرد ضعیف شد.
misapplied principles can lead to ethical dilemmas.
اصول به درستی اجرا نشده میتوانند منجر به معضلات اخلاقی شوند.
his advice was often misapplied by the team.
نصیحتهای او اغلب توسط تیم به درستی استفاده نمیشد.
the software was misapplied, creating security vulnerabilities.
نرم افزار به درستی استفاده نشد و باعث ایجاد آسیبپذیریهای امنیتی شد.
when policies are misapplied, they can harm the intended beneficiaries.
زمانی که سیاستها به درستی اجرا نمیشوند، میتوانند به ذینفعان آسیب برسانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید