miscarried hopes
امیدهای ناكام
miscarried justice
عدالت شكستخورده
miscarried plans
برنامههای شكستخورده
miscarried expectations
انتظارات شكستخورده
miscarried dreams
رویاهای شكستخورده
miscarried love
عشق شكستخورده
miscarried opportunities
فرصتهای شكستخورده
miscarried intentions
قصد و نیتهای شكستخورده
miscarried efforts
تلاشهای شكستخورده
miscarried initiatives
ابتکارات شكستخورده
she miscarried during her second trimester.
او در سهماهه دوم بارداری سقط جنین کرد.
many women experience emotional distress after they miscarried.
بسیاری از زنان پس از سقط جنین دچار ناراحتی عاطفی میشوند.
they were devastated when they found out she had miscarried.
وقتی فهمیدند که او سقط جنین کرده، آنها بسیار ناراحت شدند.
she sought medical advice after she miscarried.
او پس از سقط جنین به دنبال مشاوره پزشکی بود.
they decided to try again after she miscarried.
آنها تصمیم گرفتند پس از سقط جنین او دوباره تلاش کنند.
support groups can help those who have miscarried.
گروههای حمایتی میتوانند به کسانی که سقط جنین کردهاند کمک کنند.
she felt isolated after she miscarried.
او پس از سقط جنین احساس انزوا کرد.
doctors advised her to wait before trying to conceive again after she miscarried.
پزشکان به او توصیه کردند قبل از تلاش برای باردار شدن دوباره پس از سقط جنین صبر کند.
miscarried pregnancies are more common than people realize.
سقط جنینها شایعتر از آن چیزی است که مردم فکر میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید