misrepresents

[ایالات متحده]/ˌmɪs.rɛp.rɪˈzɛnts/
[بریتانیا]/ˌmɪs.rɛp.rɪˈzɛnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمداً چیزی را به نادرستی گزارش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

misrepresents the facts

تحریف واقعیت‌ها

misrepresents the data

تحریف داده‌ها

misrepresents the situation

تحریف وضعیت

misrepresents the truth

تحریف حقیقت

misrepresents the evidence

تحریف شواهد

misrepresents the outcome

تحریف نتیجه

misrepresents the purpose

تحریف هدف

misrepresents the message

تحریف پیام

misrepresents the issue

تحریف موضوع

misrepresents opinions

تحریف نظرات

جملات نمونه

his report misrepresents the facts about the project.

گزارش او واقعیت‌ها درباره پروژه را تحریف می‌کند.

the advertisement misrepresents the quality of the product.

تبلیغ کیفیت محصول را به دروغ نشان می‌دهد.

she feels that the media often misrepresents her views.

او احساس می‌کند که رسانه‌ها اغلب نظرات او را تحریف می‌کند.

the study misrepresents the data collected from participants.

مطالعه داده‌های جمع‌آوری‌شده از شرکت‌کنندگان را به دروغ نشان می‌دهد.

it is unethical to misrepresent the results of scientific research.

تحریف نتایج تحقیقات علمی غیراخلاقی است.

the politician misrepresents his opponent's stance on the issue.

سیاستمدار موضع حریف خود را در مورد این موضوع به دروغ نشان می‌دهد.

misrepresenting information can lead to serious consequences.

تحریف اطلاعات می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

the documentary misrepresents historical events for dramatic effect.

مستند برای ایجاد جلوه‌های دراماتیک، وقایع تاریخی را تحریف می‌کند.

he accused the journalist of misrepresenting his comments.

او روزنامه‌نگار را به به دروغ نشان دادن نظراتش متهم کرد.

misrepresenting your qualifications can damage your reputation.

به دروغ نشان دادن صلاحیت‌های خود می‌تواند به شهرت شما آسیب برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید