deceive

[ایالات متحده]/dɪˈsiːv/
[بریتانیا]/dɪˈsiːv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فریب دادن; تقلب کردن; حقه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

deceive oneself

خود را فریب دادن

جملات نمونه

deceive sb. with fair words

فریب دادن کسی با زبان شیرین

Only deceive and enchain;

فقط فریب دهید و زنجیر کنید;

We've been deceived in that boy.

ما در مورد آن پسر فریب خورده‌ایم.

fraudulent ads that delude consumers into sending in money.See Synonyms at deceive

تبلیغات گمراه کننده که باعث فریب مصرف کنندگان و ارسال پول می شود.برای یافتن مترادف ها به فریب نگاه کنید

I think this is just a government ploy to deceive the public.

به نظر من این فقط یک ترفند دولتی برای فریب دادن مردم است.

I didn't intend to deceive people into thinking it was French champagne.

من قصد نداشتم مردم را فریب دهم تا فکر کنند که شربط فرانسه است.

Joe felt guilty at having deceived the family.

جو در مورد فریب دادن خانواده احساس گناه کرد.

deceive the voters with a (piece of) political sleight of hand

با یک (قطعه) حقه سیاسی رای دهندگان را فریب دهید

I have been deceived in what he said.

من در آنچه او گفت فریب خورده ام.

We were deceived into buying that house.

ما فریب خوردیم و آن خانه را خریدیم.

He deceived them under the cloak of religion.

او آنها را تحت پوشش مذهب فریب داد.

the masses were deceived and manipulated by a tiny group.

توده ها توسط یک گروه کوچک فریب و دستکاری شدند.

he was far too intelligent to risk attempting to deceive him.

او بسیار باهوش بود که ریسک تلاش برای فریب دادن او را بکند.

You'll never deceive us again; we're on to you.

دیگر نمی توانید ما را فریب دهید؛ ما متوجه شما هستیم.

He deceived his friends about his income.

او دوستانش را در مورد درآمدش فریب داد.

He deceived us into the belief that he was an honest man.

او ما را به این باور رساند که او مرد صادقی است.

He dressed up his statement to deceive the voters.

او برای فریب دادن رای دهندگان، اظهارات خود را پوشاند.

He deceived people for years until the police got onto him.

او سال ها مردم را فریب داد تا پلیس او را دستگیر کرد.

He was too certain of her love to be deceived by such talk.

او آنقدر از عشق او مطمئن بود که با این حرف ها فریب نخورد.

نمونه‌های واقعی

However, this cannot deceive the international community.

با این حال، این نمی‌تواند جامعه بین‌المللی را فریب دهد.

منبع: CRI Online April 2014 Collection

I must not deceive myself too much.

من نباید بیش از حد خود را فریب دهم.

منبع: The Old Man and the Sea

" There is no coronavirus, brother. They're just deceiving people" .

"هیچ ویروسی وجود ندارد، برادر. آنها فقط مردم را فریب می‌دهند."

منبع: VOA Special English Health

As the saying goes, looks can be deceiving.

همانطور که می گویند، ظاهرها می توانند فریبنده باشند.

منبع: Discussing American culture.

I trust him because I know he would never deceive me.

من به او اعتماد دارم زیرا می‌دانم که هرگز مرا فریب نخواهد داد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Because your ears will not deceive you but your eyes will.

زیرا گوش‌هایتان شما را فریب نمی‌دهند، اما چشمانتان فریب می‌دهند.

منبع: Your English coach Stefanie

The Indians are completely deceived, and not a shot is fired.

هندی‌ها کاملاً فریب خورده‌اند و حتی یک گلوله هم شلیک نشده است.

منبع: British Original Language Textbook Volume 4

If you aren't, then you have been deceiving us all.

اگر اینطور نیست، پس شما همه ما را فریب داده اید.

منبع: Not to be taken lightly.

Mary was deceived into believing the stranger.

مری فریب خورد و به مرد غریبه اعتماد کرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Let us not, I beseech you, deceive ourselves longer.

اجازه ندهید، از شما خواهش می کنم، دیگر خود را فریب ندهیم.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید