mix

[ایالات متحده]/mɪks/
[بریتانیا]/mɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ترکیب کردن; آماده کردن با ترکیب عناصر مختلف; گیج کردن
vi. ترکیب شدن; تعامل کردن
n. ترکیب; بی نظمی; مخلوط

عبارات و ترکیب‌ها

mix ingredients

ترکیب مواد

mix well

به خوبی مخلوط کنید

mix and match

ترکیب و تطابق

mix up

درهم‌ریختن

mix drinks

مخلوط کردن نوشیدنی ها

mix colors

مخلوط کردن رنگ ها

mix music

مخلوط کردن موسیقی

mix emotions

مخلوط کردن احساسات

mix patterns

مخلوط کردن طرح ها

mix flavors

مخلوط کردن طعم ها

mix with

مخلوط کردن با

mix in

مخلوط کردن در

product mix

ترکیب محصول

marketing mix

مخلوط بازاریابی

mix together

با هم مخلوط کنید

mix it up

آن را مخلوط کنید

mix design

مخلوط کردن طراحی

concrete mix

مخلوط بتن

raw mix

مخلوط خام

media mix

مخلوط رسانه

dry mix

مخلوط خشک

hot mix

مخلوط داغ

promotion mix

ترکیب تبلیغاتی

mix round

مخلوط کردن گرد

جملات نمونه

mix a drink; mix cement.

مخلوط کردن یک نوشیدنی؛ مخلوط کردن سیمان

They do not mix well.

آنها خوب مخلوط نمی شوند.

mix an egg into batter.

یک تخم مرغ را در خمیر مخلوط کنید.

mix joy with sorrow.

شادی را با غم مخلوط کنید.

Mix the sand and cement.

ماسه و سیمان را مخلوط کنید.

a surreal mix of fact and fantasy.

ترکیبی سورئال از واقعیت و خیال.

He doesn't mix well.

او خوب مخلوط نمی شود.

She doesn't mix well.

او خوب مخلوط نمی شود.

Mix some salt into the flour.

کمی نمک را با آرد مخلوط کنید.

Mix the eggs with the flour.

تخم مرغ‌ها را با آرد مخلوط کنید.

Never mix with such people.

هرگز با چنین آدم هایی مخلوط نشوید.

mix wine with water (=mix water in wine)

مخلوط کردن شراب با آب (= مخلوط کردن آب در شراب)

a mixer of concrete; a mixer of drinks.

مخلوط‌کننده بتن؛ مخلوط‌کننده نوشیدنی.

an ethnically mixed community

یک جامعه چند نژادی

Many women successfully mix marriage and career.

بسیاری از زنان با موفقیت وصلتراکتور و شغل را با هم مخلوط می کنند.

the dancers don't mix with the clientele.

رقصندگان با مشتریان ارتباط برقرار نمی‌کنند.

avoid mixing with the hoi polloi.

از مخلوط شدن با عامه مردم خودداری کنید.

mixing concrete is hard physical work.

مخلوط کردن بتن کار فیزیکی سختی است.

it was everyone's dream to mix their album in their front room.

رویای همه این بود که آلبوم خود را در اتاق نشیمن خود میکس کنند.

نمونه‌های واقعی

Here with Usher, it's a mixed bag.

در اینجا با اوشر، ترکیبی از احساسات مختلف وجود دارد.

منبع: Popular Science Essays

OK, really get the mix of spices.

بسیار خوب، واقعاً ترکیبی از ادویه‌ها را درک کنید.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

Adobe is a mix of mud and straw.

آدوب ترکیبی از گل و کاه است.

منبع: U.S. Route 66

Delicate flower vs. Naughty vixen. -Tough call. Can we mix them?

گل ظریف در مقابل زن شریر. - تصمیم سختی. آیا می‌توانیم آن‌ها را با هم ترکیب کنیم؟

منبع: The Vampire Diaries Season 1

And then the last one is credit mix.

و آخرین مورد، ترکیب اعتباری است.

منبع: Connection Magazine

But there is some mix of motives here.

اما در اینجا ترکیبی از انگیزه‌ها وجود دارد.

منبع: NPR News March 2016 Collection

Remember the Greek myth where you mix animals?

یادآوری اسطوره یونانی که در آن حیوانات را با هم مخلوط می‌کنید؟

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2016 Compilation

Other messages were a mix of sad and happy.

پیام‌های دیگر ترکیبی از غم و شادی بودند.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

So it's a mix of art and science.

بنابراین ترکیبی از هنر و علم است.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

So, this is where we can mix the conditionals.

بنابراین، اینجاست که می‌توانیم شرطی‌ها را با هم ترکیب کنیم.

منبع: Dad teaches you grammar.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید