divide

[ایالات متحده]/dɪˈvaɪd/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جدا کردن به بخش‌ها؛ تقسیم کردن؛ تفکیک کردن
vi. جدا شدن؛ داشتن یک اختلاف
n. حوضه آبریز، خط تقسیم

عبارات و ترکیب‌ها

divide into

تقسیم بر

digital divide

شکاف دیجیتالی

divide the work

تقسیم کار

divide by

تقسیم بر

divide up

تقسیم کردن

continental divide

خط تقسیم قاره‌ای

divide out

حذف کردن

جملات نمونه

Divide the cake into sections.

کیک را به قسمت ها تقسیم کنید.

divide sth. into quarters

تقسیم کردن چیزی به چهار قسمت

divide the blame with sb.

تقصیر را با کسی تقسیم کنید.

Three will not divide into seven.

سه به هفت تقسیم نمی‌شود.

Three will not divide into eleven.

سه به یازده تقسیم نمی‌شود.

They agree to divide evenly.

آنها موافقند که به طور مساوی تقسیم کنند.

divide 4 into 20.

4 را به 20 تقسیم کنید.

divide sth. into twoequal parts

تقسیم کردن چیزی به دو قسمت مساوی

They are divided in opinion.

آنها در نظر اختلاف دارند.

a policy of divide and rule

سیاستی مبنی بر تفرقه و حکومت

The room is divided by movable screens.

اتاق با پارتیشن‌های متحرک تقسیم شده است.

there was still a profound cultural divide between the parties.

هنوز هم یک شکاف فرهنگی عمیق بین احزاب وجود داشت.

the politics of divide and rule in society.

سیاست تفرقه و حکومت در جامعه.

they divided the spoil fifty-fifty.

آنها غنیمت را به نسبت مساوی تقسیم کردند.

bacteria divide by transverse binary fission .

باکتری ها از طریق تقسیم باینری عرضی تقسیم می شوند.

نمونه‌های واقعی

Well, the opposition has been divided. It's been lacking leadership.

به نظر می‌رسد که مخالفان منقسم شده‌اند و فاقد رهبری هستند.

منبع: NPR News Summary May 2018 Collection

They were divided by mutual suspicion and jealousies.

آنها به دلیل سوء ظن و حسادت از یکدیگر جدا شده بودند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

The moon was around before the first cells divided.

قبل از تقسیم اولین سلول‌ها، ماه وجود داشت.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

It calls the situation a " digital divide."

آن را یک "شکاف دیجیتالی" می نامند.

منبع: This month VOA Special English

Inside, the tower will be divided into sections.

در داخل، برج به بخش‌هایی تقسیم خواهد شد.

منبع: Mysteries of the Universe

Each financial year is typically divided into four quarters.

هر سال مالی معمولاً به چهار فصل تقسیم می شود.

منبع: Learn business English with Lucy.

It clarifies the divide that exists between us.

این موضوع شکاف بین ما را روشن می‌کند.

منبع: NPR News March 2013 Compilation

As you see, they've been divided up.

همانطور که می‌بینید، آنها تقسیم شده‌اند.

منبع: Yes, Minister Season 3

There's a political divide over this subject too.

همچنین یک شکاف سیاسی در این موضوع وجود دارد.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

In just six weeks, he finalized a plan to divide India along religious lines.

در تنها شش هفته، او طرحی را برای تقسیم هند بر اساس خطوط مذهبی نهایی کرد.

منبع: CNN 10 Student English February 2019 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید