mingle

[ایالات متحده]/ˈmɪŋɡl/
[بریتانیا]/ˈmɪŋɡl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. ترکیب کردن، مخلوط کردن \nvi. با دیگران معاشرت کردن، مخلوط شدن

عبارات و ترکیب‌ها

mingle with

درهم‌مخلوط شدن با

جملات نمونه

Oil will not mingle with water.

روغن با آب مخلوط نمی‌شود.

mingle water and alcohol

آب و الکل را مخلوط کنید.

The alumnae mingled with the trustees.

بامدادرسانان با متولیان مخلوط شدند.

The thief mingled in the crowd.

دزد در میان جمعیت مخلوط شد.

People mingled happily at the carnival.

مردم با خوشحالی در کارناوال با هم مخلوط شدند.

mingled feelings of joy and sorrow

احساسات مختلط شادی و غم

a speech that contained praise mingled with blame

سخنرانی که شامل تحسین و سرزنش بود

The two rivers mingle their waters when they join.

دو رودخانه زمانی که به هم می‌رسند، آب‌های خود را با هم مخلوط می‌کنند.

The king mingled with the people in the streets.

شاه در خیابان‌ها با مردم مخلوط شد.

Mingle these two substances before the experiment.

این دو ماده را قبل از آزمایش با هم مخلوط کنید.

Several streams mingle in this river on their way to the sea.

چندین نهر در راه دریا در این رودخانه با هم مخلوط می‌شوند.

If we mingle with the crowd, we should not be noticed.

اگر با جمعیت مخلوط شویم، نباید توجهی به ما شود.

One of the hostess's duties is to mingle with the guests.

یکی از وظایف میهماندار این است که با مهمانان معاشرت کند.

a mingled guffaw from Heathcliff and Hareton

یک خنده مشترک از هِیث‌کلیف و هِیرتون

over aperitifs, there was a chance to mingle with friends old and new.

در کنار نوشیدنی‌های پیش غذا، فرصتی برای معاشرت با دوستان قدیمی و جدید وجود داشت.

Water and alcohol may mingle with each other in any proportions.

آب و الکل می‌توانند با هم به هر نسبتی مخلوط شوند.

The man and the woman mingled as everyone started to relax.

مرد و زن با هم مخلوط شدند زیرا همه شروع به آرامش کردند.

نمونه‌های واقعی

The young and old mingle while cooking and eating.

در حالی که آشپزی و غذا خوردن می‌کنند، جوانان و پیران با هم مخلوط می‌شوند.

منبع: BBC English Unlocked

It is not easy for him to mingle with people because he was very shy.

برایش تعامل با مردم به دلیل خجالت زیادش آسان نیست.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

So should we talk to each other or mingle?

پس آیا باید با یکدیگر صحبت کنیم یا با هم مخلوط شویم؟

منبع: The Big Bang Theory Season 10

A terrible look of mingled fury and fear came over his face.

چهره‌اش با خشم و ترس مخلوط شد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Huang Guosheng mingles the two based on this proportion.

هوانگ گوسینگ بر اساس این نسبت دو مورد را با هم مخلوط می‌کند.

منبع: A Bite of China Season 1

He was withdrawn awkward and did not mingle easily with the theatrical clique.

او منزوی و خجالتی بود و به راحتی با گروه تئاتر مخلوط نمی‌شد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Police say the attacker detonated the bomb as he mingled with morning worshipers.

پلیس می‌گوید مهاجم در حالی که با نمازگزاران صبح مخلوط شده بود، بمب را منفجر کرد.

منبع: PBS English News

A persistent, cold rain was falling, mingled with snow.

باران سرد و مداومی می‌بارید که با برف مخلوط شده بود.

منبع: Oxford Shanghai Edition High School English Grade 12 Second Semester

There was not room for such a person in the world. And with her pity disgust mingled.

برای چنین کسی جایی در دنیا وجود نداشت. و رحمت و انزجارش با هم مخلوط شد.

منبع: The machine has stopped operating.

The rich girl is too proud to mingle with us.

دختر ثروتمند خیلی مغرور است که با ما مخلوط شود.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید