morphs

[ایالات متحده]/mɔːfs/
[بریتانیا]/mɔrfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد morph
n. واریانس‌ها; اشکال

عبارات و ترکیب‌ها

color morphs

تغییر رنگ

morphs into

به ... تبدیل می شود

morphs out

بیرون می زند

morphs quickly

به سرعت تغییر می کند

morphs smoothly

به طور یکنواخت تغییر می کند

morphs easily

به راحتی تغییر می کند

morphs naturally

به طور طبیعی تغییر می کند

morphs gradually

به تدریج تغییر می کند

morphs dynamically

به صورت پویا تغییر می کند

morphs together

با هم تغییر می کنند

جملات نمونه

the caterpillar morphs into a butterfly.

خرچنگ به پروانه تبدیل می‌شود.

as the seasons change, the landscape morphs dramatically.

با تغییر فصل‌ها، چشم‌انداز به طور چشمگیری تغییر می‌کند.

the software morphs to meet user needs.

نرم‌افزار برای پاسخگویی به نیازهای کاربر تغییر می‌کند.

his personality morphs when he is under stress.

وقتی تحت فشار است، شخصیت او تغییر می‌کند.

the artist morphs different styles in her work.

هنرمند سبک‌های مختلف را در آثار خود تغییر می‌دهد.

the character morphs throughout the story.

شخصیت در طول داستان تغییر می‌کند.

the technology morphs rapidly in this industry.

فناوری به سرعت در این صنعت تغییر می‌کند.

her mood morphs from joy to sadness.

حالت او از شادی به غم تغییر می‌کند.

the city morphs at night with vibrant lights.

شهر در شب با نورهای زنده تغییر می‌کند.

the program morphs its interface based on user preferences.

برنامه رابط کاربری خود را بر اساس ترجیحات کاربر تغییر می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید