develops

[ایالات متحده]/dɪˈvɛləps/
[بریتانیا]/dɪˈvɛləps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رشد کردن یا باعث رشد شدن؛ ایجاد یا تولید کردن؛ باعث پیشرفت بیشتر شدن؛ تحت رشد طبیعی قرار گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

develops skills

توسعه مهارت‌ها

develops ideas

توسعه ایده‌ها

develops plans

توسعه برنامه‌ها

develops strategies

توسعه استراتژی‌ها

develops products

توسعه محصولات

develops relationships

توسعه روابط

develops technology

توسعه فناوری

develops talent

توسعه استعداد

develops solutions

توسعه راه حل‌ها

develops confidence

توسعه اعتماد به نفس

جملات نمونه

the company develops innovative solutions for its clients.

شرکت راهکارهای نوآورانه برای مشتریان خود توسعه می‌دهد.

she develops her skills through continuous practice.

او مهارت‌های خود را از طریق تمرین مداوم توسعه می‌دهد.

as the project progresses, the team develops new strategies.

با پیشرفت پروژه، تیم استراتژی‌های جدیدی را توسعه می‌دهد.

the child develops a strong interest in science.

کودک علاقه قوی به علم پیدا می‌کند.

he develops relationships with clients to ensure satisfaction.

او روابطی با مشتریان ایجاد می‌کند تا اطمینان حاصل شود که رضایت دارند.

the city develops its infrastructure to support growth.

شهر زیرساخت‌های خود را برای حمایت از رشد توسعه می‌دهد.

she develops a habit of reading every night.

او عادت به خواندن هر شب را پیدا می‌کند.

the scientist develops a new theory based on her research.

دانشمند یک نظریه جدید بر اساس تحقیقات خود توسعه می‌دهد.

the organization develops programs to help the community.

سازمان برنامه‌هایی را برای کمک به جامعه توسعه می‌دهد.

the software company develops applications for various platforms.

شرکت نرم افزاری برنامه‌های کاربردی را برای پلتفرم‌های مختلف توسعه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید