modifies

[ایالات متحده]/ˈmɒdɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈmɑːdɪfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را تغییر دادن یا دگرگون کردن; تغییرات جزئی در چیزی ایجاد کردن; توصیف یا محدود کردن چیزی; کاهش دادن یا تعدیل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

modifies behavior

تغییر رفتار

modifies parameters

تغییر پارامترها

modifies settings

تغییر تنظیمات

modifies output

تغییر خروجی

modifies structure

تغییر ساختار

modifies data

تغییر داده‌ها

modifies content

تغییر محتوا

modifies function

تغییر عملکرد

modifies code

تغییر کد

modifies design

تغییر طراحی

جملات نمونه

the software modifies the user interface for better accessibility.

نرم‌افزار رابط کاربری را برای دسترسی بهتر تغییر می‌دهد.

she modifies her diet to maintain a healthy weight.

او رژیم غذایی خود را برای حفظ وزن سالم تغییر می‌دهد.

the teacher modifies the lesson plan based on student feedback.

معلم برنامه درس را بر اساس بازخورد دانش‌آموزان تغییر می‌دهد.

he modifies his behavior to fit in with the group.

او رفتار خود را برای هماهنگی با گروه تغییر می‌دهد.

the company modifies its policies to improve employee satisfaction.

شرکت سیاست‌های خود را برای بهبود رضایت کارکنان تغییر می‌دهد.

the artist modifies the colors in her painting to create a different mood.

هنرمند رنگ‌ها را در نقاشی خود تغییر می‌دهد تا حال و هوای متفاوتی ایجاد کند.

the engineer modifies the design to enhance functionality.

مهندس طراحی را برای افزایش کارایی تغییر می‌دهد.

he modifies his travel plans to accommodate his friends.

او برنامه‌های سفر خود را برای همراهی با دوستانش تغییر می‌دهد.

the chef modifies the recipe to cater to dietary restrictions.

آشپز دستور غذا را برای پاسخگویی به محدودیت‌های غذایی تغییر می‌دهد.

the program modifies the data to improve processing speed.

برنامه داده‌ها را برای بهبود سرعت پردازش تغییر می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید