muster up
جمع کردن
muster strength
جمع کردن نیرو
muster support
به دست آوردن حمایت
muster troops
جمع کردن سربازان
pass muster
برابر شدن با استانداردها
to muster one's courage
برای یافتن یکنفر شجاعت کردن
The troops mustered on the square.
نیروها در میدان گرد هم آمدند.
the cavalrymen mustered beside the other regiments.
سواران در کنار سایر گردان ها گرد هم آمدند.
reporters mustered outside her house.
گزارشگران در خارج از خانه او گرد هم آمدند.
we couldn't muster up enough members for a quorum.
ما نمی توانستیم اعضای کافی برای حد نصاب جمع کنیم.
this manifesto would not pass muster with the voters.
این اعلامیه با رایدهندگان سازگار نخواهد بود.
a muster of business leaders at a luncheon.
گرد هم آمدن رهبران کسب و کار در یک ناهار.
She mustered in at the age of 18.
او در سن 18 سالگی به خدمت درآمد.
He mustered out when the war ended.
او وقتی جنگ تمام شد، از خدمت جدا شد.
He mustered all his soldiers.
او تمام سربازان خود را گرد هم آورد.
Go and muster all the men you can find.
برو و تمام مردانی را که می توانی پیدا کنی، گرد هم بیاور.
The drilling troops mustered on the hill.
گروههای سوراخکاری در تپه جمع شدند.
mustering up her strength for the ordeal.See Synonyms at call
با تمام قوا برای تحمل این امتحان آماده شد. به مترادف ها در صورت نیاز مراجعه کنید
Where can we muster up more soldier?
ما می توانیم سربازان بیشتری را از کجا گرد هم بیاوریم؟
The great belief is that even if the misfortuned able to call you muster the courage to live.
باور بزرگ این است که حتی اگر بدشانسها بتوانند شما را جمع کنند، شجاعتی برای زندگی داشته باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید