summon

[ایالات متحده]/ˈsʌmən/
[بریتانیا]/ˈsʌmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فراخوانی; جمع آوری; گرد هم آوردن; بیدار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

summoning ritual

آیین احضار

summon up

احضار کردن

جملات نمونه

summon a witness.

احضار یک شاهد.

summon the captain to surrender.

کاپیتان را برای تسلیم احضار کنید.

a bell to summon laggard children to school.

زنگی برای فراخواندن کودکان عقب‌مانده به مدرسه.

the pope summoned Anselm to Rome.

رهبر آنسلم را به رم فراخواند.

she summoned medical assistance.

او درخواست کمک‌های پزشکی کرد.

summon (a vouchee) into court to warrant or defend a title.

احضار (یک شخص تضمین شده) به دادگاه برای تضمین یا دفاع از یک عنوان.

They summoned men to defend their country.

آنها مردانی را برای دفاع از کشورشان احضار کردند.

They served a summons on the young man.

آنها یک احضاريه به جوان ابلاغ کردند.

he was summoned to the bedside of a dying man.

او برای حضور در کنار تخت یک مرد در حال مرگ احضار شد.

Robyn summoned up every ounce of strength.

رابین تمام توان خود را جمع کرد.

the system summons medical help at the press of a button.

سیستم با فشردن یک دکمه، درخواست کمک‌های پزشکی می‌کند.

he summoned a meeting of head delegates.

او یک جلسه با نمایندگان ارشد احضار کرد.

she managed to summon up a smile.

او موفق شد لبخندی بزند.

a summons for non-payment of a parking ticket.

احضاریه برای عدم پرداخت جریمه پارکینگ.

the reason for her summons was as yet unexplained.

دلیل احضار او هنوز توضیح داده نشده بود.

The judge summoned me to give evidence.

قاضی از من خواست شهادت دهم.

The teacher summoned all the children to the room.

معلم از همه بچه‌ها خواست به اتاق بروند.

نمونه‌های واقعی

But Kreacher did not answer the summons.

اما کرچر به احضاریه پاسخ نداد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

" Summons! Summons? Who do you think you are, summoning my son anywhere? "

" احضاریه! احضاریه؟ شما فکر می کنید چه کسی هستید که پسر من را در هر جایی احضار می کنید؟"

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

He was summoned to appear in court.

او برای حضور در دادگاه احضار شده بود.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Harry summoned what remained of his courage.

هری آنچه از شجاعت باقی مانده بود را احضار کرد.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

These then solve their summoners' problems by having lunch.

سپس آنها مشکلات احضارکنندگان خود را با صرف ناهار حل می کنند.

منبع: The Economist - Technology

You mostly will have cars that we summon on our phone.

شما بیشتر ماشین هایی خواهید داشت که ما آنها را از طریق تلفن همراه خود احضار می کنیم.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

And as though we summoned him.

و گویی ما او را احضار کردیم.

منبع: Channel of the Co-Action Public Welfare Fund: Issue 3

We mostly have cars that we can summon on our phone.

ما بیشتر ماشین هایی داریم که می توانیم آنها را از طریق تلفن همراه خود احضار کنیم.

منبع: CNN 10 Student English November 2020 Collection

The old gentleman immediately answered the summons, and entered the room.

آن مرد مسن بلافاصله به احضاریه پاسخ داد و وارد اتاق شد.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

To my surprise, it was a woman who answered the summons.

به طرز شگفت انگیزی، یک زن بود که به احضاریه پاسخ داد.

منبع: Sherlock Holmes Collection Jeremy Brett Edition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید