name

[ایالات متحده]/neɪm/
[بریتانیا]/nem/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام، عنوان، شهرت، معروفیت، سلبریتی

vt. نام گذاشتن بر، ذکر نام، منصوب کردن، نامزد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

full name

نام کامل

last name

نام خانوادگی

first name

اسم

middle name

نام میانی

maiden name

نام خانوادگی باکره

nickname

لقب

your name

نام شما

name for

نام برای

by name

به نام

domain name

نام دامنه

brand name

نام برند

company name

نام شرکت

english name

نام انگلیسی

user name

نام کاربری

file name

نام فایل

family name

نام خانوادگی

real name

نام واقعی

chinese name

نام چینی

name brand

برند معتبر

name card

کارت معرفی

جملات نمونه

She couldn't remember his name.

او نمی‌توانست اسم او را به خاطر بیاورد.

Please write your full name on the form.

لطفاً نام کامل خود را روی فرم بنویسید.

He made a name for himself in the music industry.

او نامی برای خود در صنعت موسیقی دست کرد.

The company decided to change its name.

شرکت تصمیم گرفت نام خود را تغییر دهد.

I can't pronounce her name correctly.

من نمی‌توانم اسم او را به درستی تلفظ کنم.

The book is written under a pen name.

این کتاب با نام مستعار نوشته شده است.

She has a good name in the community.

او در بین مردم از احترام زیادی برخوردار است.

The team is well-known by name in the industry.

این تیم در صنعت به نام شناخته شده است.

It's important to protect your good name.

حفظ آبروی خود مهم است.

نمونه‌های واقعی

The club secretary's name is Jim Hunter.

نام دبیر کل باشگاه جیم هانتر است.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 13

They have inscribed their names upon the pages of history.

آنها نام‌های خود را بر روی صفحات تاریخ حک کرده‌اند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Florida is aptly named the Sunshine State.

فلوریدا به درستی به نام ایالت خورشید نامگذاری شده است.

منبع: Wild New World: Ice Age Oasis

She even went so far as to changer her name.

حتی تا آنجا پیش رفت که نام خود را تغییر داد.

منبع: Villains' Tea Party

Yeah. Well, her maiden name was Morse.

بله، خوب، نام خانوادگی او مورس بود.

منبع: Past exam papers for the English Major Level 4 Listening Test.

Sirius held up his fingers and began ticking off names.

سیروس انگشتان خود را بالا آورد و شروع به شمردن نام‌ها کرد.

منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of Fire

And they both owned dogs which they named Toy.

و آنها هر دو سگی داشتند که آنها را توی نامیدند.

منبع: Scientific World

He said that the bugles called his name.

او گفت که شیپوره ها اسم او را صدا زدند.

منبع: American Elementary School English 5

And there's a name for it...- Collecting? - Hoarding!

و نامی برای آن وجود دارد... - جمع آوری؟ - جمع کردن!

منبع: The original soundtrack of "The Little Prince" animated movie.

We gave you everything.We gave you your name.

ما همه چیز به شما دادیم. ما نام شما را به شما دادیم.

منبع: Mad Men

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید