anonymous

[ایالات متحده]/əˈnɒnɪməs/
[بریتانیا]/əˈnɑːnɪməs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامشخص، شناسایی نشده، بدون نام شناخته شده

عبارات و ترکیب‌ها

anonymous donation

اهدای ناشناس

remain anonymous

ناشناس بمانید

anonymous tip

گزارش ناشناس

anonymous source

منبع ناشناس

anonymous feedback

بازخورد ناشناس

alcoholics anonymous

گروه هم‌رسانان الکل‌مصرف‌کنندگان

جملات نمونه

The anonymous donor contributed a large sum of money to the charity.

دهنده ناشناس مبلغ قابل توجهی را به خیریه اهدا کرد.

The online forum allows users to post anonymous comments.

انجمن آنلاین به کاربران اجازه می دهد نظرات ناشناس ارسال کنند.

She received an anonymous letter accusing her of wrongdoing.

او یک نامه ناشناس دریافت کرد که او را به انجام اشتباه متهم می کرد.

The artist wishes to remain anonymous to protect their privacy.

هنرمند می خواهد برای محافظت از حریم خصوصی خود ناشناس بماند.

The police received an anonymous tip about the location of the suspect.

پلیس یک سرنخ ناشناس در مورد محل متهم دریافت کرد.

An anonymous source revealed information about the company's financial troubles.

یک منبع ناشناس اطلاعاتی در مورد مشکلات مالی شرکت فاش کرد.

The book was written by an anonymous author.

این کتاب توسط نویسنده ناشناسی نوشته شده است.

The website allows users to make anonymous purchases.

وب سایت به کاربران اجازه می دهد خرید های ناشناس انجام دهند.

The anonymous feedback from customers helped improve the product.

بازخورد ناشناس مشتریان به بهبود محصول کمک کرد.

She received an anonymous gift on her doorstep.

او یک هدیه ناشناس در آستانه درش دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید