got nicked
گرفته شدم
nicked a pen
یه خودکار دزدیدم
I'd got nicked for burglary.
من به اتهام سرقت دستگیر شده بودم.
they nicked across the road.
آنها از آن طرف خیابان عبور کردند.
nicked an impulse to flee.
یک میل ناگهانی به فرار
he had nicked himself while shaving.
او در حین اصلاح زانویش را زخمی کرد.
he'd had his car nicked by joyriders.
ماشینش توسط سارقان مسروق شده بود.
A sliver of glass nicked my hand.
یک تکه شیشه دستم را خراشید.
I nicked my chin while shaving.
وقتی که میخندیدم چانهام را خراش دادم.
He nicked me for a thousand dollars.
او یک هزار دلار از من دزدید.
they ganged up on me and nicked my pocket money.
آنها دور هم جمع شدند و پول جیبی من را دزدیدند.
banks and life insurance companies will be nicked for an extra $40 million.
بانکها و شرکتهای بیمه زندگی مبلغ اضافی ۴۰ میلیون دلار متحمل خواهند شد.
Paintwork on the corner of a stairway tends to get nicked and scratched as people pass by.
رنگآمیزی گوشه پلهها معمولاً خراشیده و آسیب میبیند زیرا مردم از کنار آن عبور میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید