swiped

[ایالات متحده]/swaɪpt/
[بریتانیا]/swaɪpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت چیزی را دزدیدن یا برداشتن؛ کارت را کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

swiped card

کارت کشیده شد

swiped left

به چپ کشیده شد

swiped right

به راست کشیده شد

swiped away

دور انداخت

swiped out

خارج کرد

swiped phone

گوشی را کشید

swiped data

داده ها را کشید

swiped items

موارد را کشید

swiped ticket

بلیط را کشید

swiped access

دسترسی را کشید

جملات نمونه

he swiped his card to pay for the groceries.

او کارت خود را برای پرداخت مواد غذایی کشید.

she swiped left on the dating app.

او در برنامه دوستیابی به چپ کشید.

the thief swiped the wallet from the table.

سارق کیف پول را از روی میز کشید.

they swiped through the photos on their phone.

آنها از میان عکس‌های گوشی خود عبور کردند.

he swiped a piece of cake when no one was looking.

وقتی کسی نگاه نمی‌کرد، او یک تکه کیک کشید.

she quickly swiped her finger across the screen.

او به سرعت انگشت خود را روی صفحه کشید.

he swiped the credit card to book the hotel.

او برای رزرو هتل کارت اعتباری را کشید.

she swiped the catalog to find the right item.

او برای یافتن مورد مناسب، کاتالوگ را کشید.

the app allows users to swipe to see more options.

این برنامه به کاربران اجازه می‌دهد تا برای دیدن گزینه‌های بیشتر، بکشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید