nod

[ایالات متحده]/nɒd/
[بریتانیا]/nɑːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکتی از سر، مانند یک حرکت خفیف به سمت پایین، برای نشان دادن توافق یا تأیید؛ یک دوره کوتاه خواب یا چرت زدن؛ حرکتی به جلو و عقب یا بالا و پایین

عبارات و ترکیب‌ها

nod approval

تاییدیه گره

nod off

خواب رفتن

get the nod

گرفتن تاییدیه

on the nod

در حالت خواب آلودگی

land of nod

سرزمین خواب

جملات نمونه

gave a nod of affirmation.

اظهار تایید با تکان دادن سر.

nod sb. a welcome

تشویق، استقبال (به عنوان اسم)

Flowers nod in the breeze.

گل‌ها در نسیم سر تکان می‌دهند.

I nod and extend my hand.

من سر تکان می‌دهم و دستم را دراز می‌کنم.

the device is a nod to the conventions of slapstick.

این دستگاه اشاره‌ای به کنوانسیون‌های کمدی اسلپ‌استیک است.

The contestant got the nod from the judges.

داوطلب تاییدیه را از داوران دریافت کرد.

Trees nod in the wind.

درختان در باد سر تکان می‌دهند.

A nod was her only answer.

پاسخ او فقط یک تکان سر بود.

A single nod implies an affirmation.

یک تکان سر نشان دهنده تایید است.

she could only nod, for her mouth was full.

او فقط می‌توانست سر تکان دهد، چون دهانش پر بود.

he indicated Cindy with a brief nod of the head.

او با یک اشاره کوتاه سر، سندی را نشان داد.

With a nod and a smile, she took leave of her colleagues.

با تکان دادن سر و لبخند، از همکاران خود خداحافظی کرد.

A nod's as good as a wink, their political rights must be safeguarded.

یک تکان سر به اندازه یک چشمک خوب است، حقوق سیاسی آنها باید محافظت شود.

A nod's as good as a wink, she was sacked for incompetence.

یک تکان سر به اندازه یک چشمک خوب است، او به دلیل نالایقی اخراج شد.

The judges gave the nod to the winning challenger.

داوران با تایید خود، از چالشگر برنده حمایت کردند.

The lullaby had the baby into the Land of Nod in half an hour.

نوای آرامبخش باعث شد نوزاد در عرض نیم ساعت به سرزمین نود برسد.

He dismissed them with a curt nod.

او با یک اشاره کوتاه آن‌ها را کنار گذاشت.

نمونه‌های واقعی

Happily for Leicester, it got the nod.

خوشبختانه برای لستر، تایید شد.

منبع: The Economist (Summary)

That is absolutely a nod to the United States.

این به طور کامل اشاره ای به ایالات متحده است.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

The Judiciary Committee could give him the nod on Friday.

کمیته قضایی ممکن است او را روز جمعه تایید کند.

منبع: BBC World Headlines

She was nervous but she kept singing as he nodded encouragement.

او عصبی بود اما همچنان آواز می خواند زیرا او تشویق کرد.

منبع: CNN 10 Student English October 2021 Collection

There are times when somebody nods, what means is they disagree.

زمانی وجود دارد که کسی سر تکان می دهد، به این معنی که آنها مخالف هستند.

منبع: Connection Magazine

He looked at me for a moment and then he nodded.

او یک لحظه به من نگاه کرد و سپس سر تکان داد.

منبع: New Version of University English Comprehensive Course 4

That head movement is what happens when you nod off while sitting.

حرکت سر همان اتفاقی است که می افتد وقتی در حالی که نشسته اید به خواب می روید.

منبع: VOA Vocabulary Explanation

Why she got the nod instead of you? It was Lynette. -What?

چرا او به جای شما تایید شد؟ لینت بود. -چه؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

It's a subtle nod to the issues which typically plague such developments.

این اشاره ظریفی به مسائلی است که معمولاً چنین توسعه هایی را آزار می دهد.

منبع: 2022 FIFA World Cup in Qatar

I like the little nod of red wine vinegar with the cheese board.

من از کمی سرکه قرمز در کنار تخته پنیر خوشم می آید.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید