agree

[ایالات متحده]/ə'griː/
[بریتانیا]/ə'ɡri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ابراز تأیید یا حمایت کردن; پذیرش کردن
vi. داشتن نظر یکسان; رسیدن به توافق

عبارات و ترکیب‌ها

I agree

من موافقم

Totally agree

کاملاً موافقم

Fully agree

به طور کامل موافقم

Mutually agree

به طور متقابل موافقم

Unanimously agree

به طور یکسان موافقم

agree with

با ... موافقم

agree on

در مورد ... موافقم

agree in

در ... موافقم

agree about

در مورد ... موافقم

agree upon

در مورد ... موافقم

agree to disagree

برای اختلاف نظر موافقم

agree up sth

با ... موافقم

جملات نمونه

There I agree with you.

من با شما موافقم.

They agree to the plan in principle.

آنها با این اصل موافق هستند که طرح را بپذیرند.

We agree on the question.

ما در این مورد سوال موافقیم.

They agree to divide evenly.

آنها موافقند که به طور مساوی تقسیم کنند.

I totally agree with you.

من کاملاً با شما موافقم.

It was unwise of you to agree to that.

این غیرمنصفانه بود که شما با آن موافقت کردید.

They don't wholly agree with you.

آنها کاملاً با شما موافق نیستند.

be agreed in the main

به طور کلی موافقت شود.

agree to a plan with certain reservations

با این که ملاحظاتی وجود دارد، با طرح موافقت کنید.

I agree with you, as it happens.

من با شما موافقم، به هر حال.

We agree on this count.

ما در این مورد موافقیم.

The liquor did not agree with me.

نوشیدنی با من سازگار نبود.

In the main, I agree with Edward.

به طور کلی، من با ادوارد موافقم.

I wholly agree with you.

من کاملاً با شما موافقم.

I'd agreed to go.

من موافقت کرده بودم که بروم.

I completely agree with your recent editorial.

من کاملاً با مقاله نظری شما موافقم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید