nudging behavior
رفتار تشویقی
nudging strategy
استراتژی تشویقی
nudging approach
رویکرد تشویقی
nudging effect
اثر تشویقی
nudging technique
تکنیک تشویقی
nudging policy
سیاست تشویقی
nudging intervention
مداخله تشویقی
nudging choice
انتخاب تشویقی
nudging prompt
راهنمای تشویقی
nudging message
پیام تشویقی
she was nudging him to finish his work.
او او را تشویق میکرد تا کارش را تمام کند.
the coach was nudging the players to improve their performance.
مربی بازیکنان را تشویق میکرد تا عملکرد خود را بهبود بخشند.
he kept nudging me to join the team.
او دائماً من را تشویق میکرد تا به تیم بپیوندم.
they were nudging the discussion towards a resolution.
آنها بحث را به سمت یک راه حل سوق میدادند.
my friend is always nudging me to try new things.
دوست من همیشه من را تشویق میکند تا چیزهای جدید را امتحان کنم.
the cat was nudging the door with its paw.
گربه در را با پنجهاش هل میداد.
he gave her a gentle nudging to get her attention.
او برای جلب توجه او به آرامی او را هل داد.
she was nudging him to express his feelings.
او او را تشویق میکرد تا احساسات خود را بیان کند.
the teacher was nudging the students to participate more.
معلم دانشآموزان را تشویق میکرد تا بیشتر شرکت کنند.
he felt a nudging sensation to follow his dreams.
او یک حس هل دادن برای دنبال کردن رویاهایش احساس کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید