occluded

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مسدود یا بسته شده

عبارات و ترکیب‌ها

partially occluded

بخشیده پوشانده شده

completely occluded

کاملاً پوشانده شده

جملات نمونه

The sun was occluded by the clouds.

خورشید پشت ابرها پنهان شده بود.

The view of the mountains was partially occluded by the mist.

منظره کوه‌ها تا حدودی پشت مه پنهان شده بود.

The satellite signal was occluded by the tall buildings in the city.

سیگنال ماهواره توسط ساختمان‌های بلند در شهر مسدود شده بود.

Her face was occluded by a veil.

چهره او پشت یک حجاب پنهان شده بود.

The detective found an occluded passage in the old mansion.

مامور پلیس یک راه مخفی در خانه قدیمی پیدا کرد.

The occluded artery required immediate medical attention.

سرخرگ مسدود شده نیاز به رسیدگی فوری پزشکی داشت.

The criminal tried to escape through an occluded alley.

جنایتکار سعی کرد از طریق یک کوچه مسدود شده فرار کند.

The teacher noticed the occluded potential in the shy student.

معلم پتانسیل پنهان در دانش آموز خجول را متوجه شد.

The details of the contract were occluded in the fine print.

جزئیات قرارداد در حروف ریز پنهان شده بود.

The truth was occluded by layers of deception.

حقیقت توسط لایه‌های فریب پنهان شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید