hidden

[ایالات متحده]/'hɪdn/
[بریتانیا]/'hɪdn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آسان نیست که کشف شود؛ پنهان

عبارات و ترکیب‌ها

hidden agenda

دستور کار پنهان

hidden treasure

گنج پنهان

hidden talent

استعداد پنهان

hidden camera

دوربین مخفی

hidden trouble

مشکلات پنهان

hidden danger

خطر پنهان

hidden curriculum

برنامه درسی پنهان

hidden line

خط پنهان

جملات نمونه

was ignorant of the hidden dangers.

ناآگاه از خطرات پنهان بود.

search for hidden treasure

جستجو برای گنجینه پنهان

found the hidden leak in the pipe.

نشت پنهان را در لوله پیدا کرد.

the hidden charms of the city.

جاذبه‌های پنهان شهر

hidden by the roll of the land was a refinery.

یک پالایشگاه در زیر زمین پنهان بود.

a quest for hidden treasure

جستجوی گنجینه پنهان

uncover the hidden riches

ثروت های پنهان را کشف کنید

search a house for a hidden weapon

جستجو در یک خانه برای یک سلاح پنهان

a road hidden by brush;

جاده‌ای که توسط بوته‌ها پنهان شده است;

The ground was hidden by a white fume.

زمین توسط یک دود سفید پنهان شده بود.

They must be hidden among the trees.

آنها باید در میان درختان پنهان باشند.

a developer of hidden talent.

یک توسعه‌دهنده استعدادهای پنهان.

a finder of great hidden treasure.

یافتن گنج پنهان بزرگ

the hidden depths of marital life.

اعماق پنهان زندگی زناشویی.

hidden reserves of power.

ذخایر پنهان قدرت.

That old cottage is hidden among trees.

آن کلبه قدیمی در میان درختان پنهان شده است.

Father's birthday present was hidden in the wardrobe.

هدیه تولد پدر در کمد پنهان شده بود.

The valley was hidden from view in the mist.

دره در مه از دید پنهان بود.

نمونه‌های واقعی

So hold on to that card.Keep it hidden.

پس آن کارت را نگه دارید. آن را پنهان نگه دارید.

منبع: Spirited Away Selection

Normally, beetles have wings hidden under their elytra.

به طور معمول، خاشک‌ها بال‌هایی دارند که زیر بال‌های آن‌ها پنهان است.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

The larger you are, the more hidden surfaces you need.

هر چه بزرگتر باشید، به سطوح پنهان بیشتری نیاز دارید.

منبع: Kurzgesagt science animation

Not until I found something hidden in the BIOS interface.

تا زمانی که چیزی را در رابط BIOS پیدا نکردم.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

Unfortunately, such emotions are either fleeting or hidden.

متاسفانه، چنین احساساتی یا زودگذر هستند یا پنهان.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2016 Collection

We also know that many deaths are hidden.

ما همچنین می‌دانیم که بسیاری از مرگ‌ها پنهان هستند.

منبع: VOA Daily Standard November 2018 Collection

Yes, as a rule, darkness helps us keep our secrets safely hidden.

بله، به طور کلی، تاریکی به ما کمک می‌کند تا اسرار خود را به طور ایمن پنهان کنیم.

منبع: Desperate Housewives Season 3

Analysts say the actual missiles are likely hidden away.

تحلیلگران می‌گویند موشک‌های واقعی احتمالاً پنهان شده‌اند.

منبع: CNN 10 Student English February 2018 Collection

Which is why you must keep it hidden.

به همین دلیل باید آن را پنهان نگه دارید.

منبع: The Legend of Merlin

Most prosthesis don't have a hidden compartment.

اکثر پروتزها فضای پنهانی ندارند.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید