offhand

[ایالات متحده]/ˌɒfˈhænd/
[بریتانیا]/ˌɔːfˈhænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیررسمی; بی‌توجه
adv. بدون آمادگی; بدون بررسی دقیق; بی‌برنامه

عبارات و ترکیب‌ها

offhand remark

اظهار نظر گذرا

offhand comment

نظری گذرا

offhand response

پاسخ گذرا

speak offhand

به صورت غیررسمی صحبت کردن

جملات نمونه

be offhand with sb.

با کسی بی‌محابا رفتار کردن

you were a bit offhand with her this afternoon.

شما امروز بعد از ظهر کمی بی‌محابا با او رفتار کردید.

I can't tell offhand how much it will cost.

من نمی‌توانم به طور سرراست بگویم که چقدر هزینه خواهد شد.

He answered in such an offhand manner that I wondered if he’d misheard me.

او به گونه‌ای بی‌محابا پاسخ داد که من تعجب کردم آیا او حرف من را نشنیده است.

an offhand remark. What isunrehearsed is said or done without rehearsal or practice though not necessarily without forethought:

یک نظر گذرا. آنچه بدون تمرین یا تجربه گفته یا انجام می‌شود، اگرچه لزوماً بدون پیش‌بینی نیست:

Trust is as difficult a coin to earn and it is easily lost - the trust built over a decade can be shattered in an instant by one offhanded remark or deed.

اعتماد به دست آوردن آن به آسانی از دست دادن است - اعتمادی که در طول یک دهه ساخته شده است، می‌تواند در یک لحظه با یک اظهار نظر یا عمل بی‌محابا از بین برود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید