calculated

[ایالات متحده]/'kælkjʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/'kælkjuletɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخص شده توسط استدلال یا برنامه‌ریزی دقیق؛ مناسب یا مناسب.

عبارات و ترکیب‌ها

carefully calculated

محاسبه شده با دقت

mathematically calculated

محاسبه شده به صورت ریاضی

strategically calculated

محاسبه شده به صورت استراتژیک

precisely calculated

محاسبه شده به طور دقیق

rationally calculated

محاسبه شده به صورت منطقی

meticulously calculated

محاسبه شده با دقت و حوصله

to be calculated

برای محاسبه

calculated value

مقدار محاسبه شده

calculated risk

ریسک محاسبه شده

جملات نمونه

The room is not calculated for such use.

اتاق برای چنین استفاده‌ای محاسبه نشده است.

took a calculated risk.

یک ریسک حساب شده انجام داد.

The speech was calculated to win votes.

سخنرانی به گونه‌ای طراحی شده بود تا رای کسب کند.

a sturdy car that is calculated to last for years; a choice that was calculated to please.

یک خودروی مستحکم که برای سال‌ها دوام دارد؛ انتخابی که به گونه‌ای محاسبه شده بود تا خوشایند باشد.

victims of vicious and calculated assaults.

قربانیان حملات وحشیانه و حساب شده.

a libel calculated to injure the company's reputation.

یک افترا که به گونه‌ای محاسبه شده بود تا به شهرت شرکت آسیب برساند.

Has Edward calculated the result?

آیا ادوارد نتیجه را محاسبه کرده است؟

Have you calculated the result?

آیا شما نتیجه را محاسبه کرده اید؟

I calculated that the trip would take two days.

محاسبه کردم که سفر دو روز طول خواهد کشید.

This advertisement is calculated to attract the attention of housewives.

این تبلیغ برای جلب توجه زنان خانه‌دار طراحی شده است.

These laws are not calculated for modern conditions.

این قوانین برای شرایط مدرن محاسبه نشده اند.

Her whole behavior is calculated for effect.

رفتار او به طور کامل برای ایجاد تاثیر محاسبه شده است.

he may have calculated on maximizing pressure for policy revision.

او ممکن است برای افزایش فشار برای اصلاح سیاست ها محاسبه کرده باشد.

his last words were calculated to wound her.

آخرین کلمات او به گونه‌ای محاسبه شده بود تا او را آزار دهد.

ratings are calculated by dividing a child's mental age by their chronological age.

نمرات با تقسیم سن ذهنی کودک بر سن واقعی او محاسبه می شوند.

Karen carefully calculated the period when she was most fertile.

کیرن به دقت دوره زمانی که بیشترین باروری را داشت محاسبه کرد.

the oral hygiene index was calculated as the sum of the debris and calculus indices.

شاخص بهداشت دهان با جمع آوری شاخص های بقایا و رسوب محاسبه شد.

acid output was calculated by taking the mean of all three samples.

خروجی اسید با محاسبه میانگین هر سه نمونه محاسبه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید