omen

[ایالات متحده]/'əʊmən/
[بریتانیا]/'omən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شگون; نشانه
vt. پیشگویی کردن; نشانه‌ای از بودن; پیش‌بینی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

bad omen

نشانه‌ای بد

good omen

نشانه‌ی خوب

auspicious omen

نشانه‌ی خوب و مبارک

جملات نمونه

an omen of grave portent for the tribe.

نشانه‌ای جدی از اهمیت برای قبیله.

The unusually heavy rainfall was an ill omen for the travellers.

باران شدید غیرمعمول، نشانه‌ای بد برای مسافران بود.

a rise in imports might be an omen of recovery.

افزایش واردات ممکن است نشانه‌ای از بهبودی باشد.

ill-omened birds of prey.

پرندگان شکاری بد omen.

omens and prodigies abound in Livy's work.

نشانه‌ها و شگون‌های عجیب در آثار لیوی فراوان است.

In or omen with adult acne, the distribution of acne seems to move doss ass and to perioral area.

در یا در مورد آکنه در بزرگسالان، توزیع آکنه به نظر می رسد که به سمت نواحی دور دهان حرکت می کند.

Last week these sanguinary omens may be presumed to have fired his brain afresh.

هفته گذشته، این نشانه‌های خونین احتمالاً ذهن او را دوباره برانگیختند.

The secundine is expected to be hung over a lacquer tree as the lacquer tree has lacquer milk, an omen that the calf or the pony would have adequate milk.

پیش‌بینی می‌شود که سکوندین بر روی درخت لاک قرار گیرد زیرا درخت لاک شیر لاک دارد، نشانه‌ای است که گوساله یا پونی شیر کافی خواهد داشت.

نمونه‌های واقعی

" You'll start seeing death omens everywhere. It's enough to frighten anyone to death. "

شما شروع به دیدن نشانه‌های مرگ همه جا خواهید کرد. این کافی است تا هر کسی را به ترسیدن تا مرگی برساند.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

This seemed to him a good omen. He went upstairs.

این برای او یک نشانه‌ی خوب به نظر رسید. او به طبقه بالا رفت.

منبع: Madame Bovary (Part Two)

It's one of those hard, jelly ones. Do you think that's an omen?

یکی از آن‌هایی است که سخت و ژله‌ای هستند. فکر می‌کنی این یک نشانه‌ است؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

All these were omens of avalanches.

همه اینها نشانه‌های ریزش بهمن بودند.

منبع: The Economist - Comprehensive

The Grim's not an omen, it's the cause of death!

گریم یک نشانه‌ نیست، بلکه علت مرگ است!

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

You may not know this, but the dragon represents an evil omen in our country.

شاید این را ندانید، اما اژدها در کشور ما نشانه‌ای از شوم است.

منبع: Foreign Trade English Topics King

Many cultures traditionally believed that a total eclipse was a bad omen or a supernatural event.

فرهنگ‌های بسیاری به طور سنتی معتقد بودند که یک خورشید گرفتگی کامل یک نشانه‌ی بد یا یک رویداد فراطبیعی است.

منبع: BBC Listening Collection May 2016

" A dragon queen, " said Tyrion. " A pleasant omen" .

«یک ملکه اژدها،» تریون گفت. «یک نشانه‌ی دلپذیر.»

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

Believe ye, men, in the things called omens?

آیا شما مردان، به چیزهایی که به آنها می گویند نشانه‌ها اعتقاد دارید؟

منبع: Moby-Dick

This morning, the omens are troubling.

امروز صبح، نشانه‌ها نگران کننده هستند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید