certainty

[ایالات متحده]/ˈsɜːtnti/
[بریتانیا]/ˈsɜːrtnti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که اجتناب ناپذیر یا مطمئن است؛ حالتی از اعتماد به نفس یا اطمینان.

عبارات و ترکیب‌ها

with certainty

با اطمینان

to a certainty

تا حد اطمینان

for a certainty

برای اطمینان

certainty factor

ضریب اطمینان

جملات نمونه

the certainty of death.

قطعیت مرگ

she knew with absolute certainty that they were dead.

او با اطمینان کامل می‌دانست که آنها مرده‌اند.

there is a bewildering lack of certainty and clarity in the law.

در قانون فقدان سردرگمی و عدم وضوح وجود دارد.

all of the old certainties are in question.

همه اطمینان‌های قدیمی زیر سوال هستند.

distinguish between certainties and probables

بین اطمینان‌ها و احتمالات تمایز قائل شوید.

It's a certainty that our team will win the game this time.

این یک قطعیت است که تیم ما این بار بازی را خواهد برد.

It's a dead certainty that this horse will win the race.

این یک قطعیت قطعی است که این اسب مسابقه را خواهد برد.

set sail in the assurance of favorable winds.See Synonyms at certainty

با اطمینان از وزش بادهای مطلوب، دریانوردی کرد. برای یافتن مترادف ها به بخش اطمینان مراجعه کنید.

he was expected to be a certainty for a gold medal.

از او انتظار می‌رفت که برای مدال طلا یک گزینه قطعی باشد.

I know for a certainty that the company has been bought up.

من می‌دانم با قطعیت که شرکت خریداری شده است.

the letter had destroyed his certainty at one blow.

نامه اطمینان او را با یک ضربه از بین برد.

I can't say with any certainty where I shall be next week.

من نمی‌توانم با قطعیت بگویم که هفته آینده کجا خواهم بود.

The Soviet model had a deep influence on China, but it's historic certainty to unthread the model.

مدل شوروی تأثیر عمیقی بر چین داشت، اما قطعیت تاریخی آن باز کردن مدل است.

I can't say with certainty what project they are engaged in.

من نمی‌توانم با قطعیت بگویم که آنها در چه پروژه‌ای درگیر هستند.

Hope for the best, but expect the worst. Toawait is to wait in expectation of; it implies certainty:

امید به بهترین داشته باشید، اما انتظار بدترین را داشته باشید. به انتظار نشستن به معنای انتظار است؛ این نشان‌دهنده قطعیت است:

The law does not allow of a captious and strained intendment, for such nice pretence of certainty confounds true and legal certainty.

قانون اجازه تفسیرهای فریبکارانه و کشیده را نمی‌دهد، زیرا این ادعای ظریف از قطعیت، قطعیت واقعی و قانونی را مخدوش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید